لوکوربوزیه

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 5 از 7

موضوع: لوکوربوزیه

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    26.01.2011
    عنوان کاربر
    مدیر ارشد سایت
    ميانگين پست در روز
    0.90
    نوشته ها
    1,928
    تشکر ها
    7,211
    از این کاربر 6,834 بار در 1,763 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر

    لوکوربوزیه

    معماری بازی است با اشياء در زير نور
    لوکوربوزیه ( 27 آگوست 1965 – 6 اکتبر 1887 ) ، اسم مستعار چارلز ادوارد ژان نرت - گریس (Charles Eduard Jeanneret -Gris) است . او یک معمار معروف بود که با سبکی که امروزه سبک بین المللی نامیده می شود به همراهی لودویگ میس واندر روهه ، والتر گروپیوس و تئو وان داربورگ کار می کرد . او همچنین در طراحی مبلمان دستی داشت .


    لوکوربوزیه در لشودفوند (La Chaux -de- Fonds ) ، شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس ، در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد . لوکوربوزیه علاقه ی زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه ، که معلم یک مدرسه ی هنرهای زیبای محلی بود و خود در بوداپست و پاریس درس خوانده بود ، به آموختن مبانی هنر پرداخت .
    اولین خانه هایی که او طراحی کرد در لشودفوند و متعلق به خود وی بودند ، مانند ویلا فالت (Villa Fallet ) ویلا شوآب (Villa Schwob ) و ویلا ژان نرت ( این خانه ی آخر را برای پدر و مادرش ساخته بود ) . این خانه ها یادآور سبک معماری رایج ، منطبق بر طبیعت کوه های بومی در آن منطقه ، یعنی رشته کوه های آلپ بودند .

    لوکوربوزیه دائما ً برای فرار از محدودیت های حاکم در شهرش ، به دورتا دور اروپا سفر می کرد . در حدود سال 1907 به پاریس رفت . در آنجا در دفتر یک فرانسوی پیشگام تولید بتن تقویت شده ، به نام آگوست پرت (August Perret ) کار پیدا کرد . بین اکتبر 1910 و مارس 1911 برای پیتر بیرنس – معمار و طراح معروف آن زمان – در نزدیکی برلین کار کرد و در آنجا با لودویگ میس واندر روهه ی جوان ملاقات کرد . در آن موقع می توانست آلمانی را بسیار روان و سلیس صحبت کند .هر دوی این تجربه ها تأثیرات زیادی بر زندگی شغلی او در آینده گذاشتند
    لوکوربوزیه 1887 : شارل ادوارژانره معروف به لوکوربوزیه در ششم اکتبر در شهر لشودفوند در شمال غربی سوئیس پا به عرصه گیتی نهاد. پدرش ساعت ساز و مادرش موسیقیدان بود. 1906. وی در دانشکده هنر پاریس دررشته مبانی هنر به تحصیل پرداخت . 1907 : آغاز کار حرفه ای ، وی همزمان با ادامه تحصیل برای تأمین مخارج زندگی در دفتر ساختمان یک مهندس فرانسوی به نام « آگوست پره » به کار پرداخت . 1910 : لوکوربوزیه پس از پایان تحصیلاتش در پاریس به آلمان سفر کرد و در آنجا دردفتر پیتر بهرنس آلمان به کار پرداخت . او در سال 1965 به خواب ابدی فرورفت . معماران تأثیر گذار آگوست پره : یکی ازاولین پیشگامان استفاده از بتن مسلح در ساخت و ساز بود. لوکوربوزیه برای اولین بار در نزد او با بتن و چگونگی کاربرد و کارایی آن آشنا شد که این آشنایی باعث شد وی در اکثر کارهایش از بتن به عنوان سازه استفاده کند. 1952 : در مسابقات جهانی طراحی مجلس شورای اتحاد شوروی شرکت کرد و طرح وی بعنوان طرح برتر برنده شد. همچنین او عضو انجمن بین المللی معماران مدرن بود. کارهای برجسته خانه دم اینو مکان : فرانسه تاریخ ساخت : 1917 – 1915 میلادی ویژگی : برای اولین بار ازاسکلت و کنسول استفاده شد . و دیوارها دیگر نقشی در ایستایی و سازه ی ساختمان نداشته اند. فرم کلی پروژه مستطیل شکل است و کاربرد ستون های بستی برای نگهداری سقف و کف بدون اتکا به دیوارهای باربر بصورت کامل نشان می دهد.
    در این اثر لوکوربوزیه، معماری به اساسی ترین عوامل سازنده ی یعنی ستون ، کف و پله تجزیه شده است ویلا سیتروئن مکان : پاریس تاریخ ساخت : 1920 ویلا فاله مکان : پاریس تاریخ ساخت : 1923-1920 خانه اوزن فانت تاریخ ساخت : 1925-1922 ویلا ساوا مکان : پاریس تاریخ ساخت : 1931 – 1925 ویژگی : این ویلا که شاید مهمترین کار لوکوربوزیه باشد یکی از برجسته ترین کارهای اوست که می توان تمام تمام تفکرات ، اصول ، عقاید و ایده های او را در آن دید . ویلا ساوا در دل طبیعت ولی جدا از آن طراحی شده است و مانند نگین دردل طبیعت خود نمایی می کند و نظر بیننده را به خود جلب می کند درست عکس خانه ی آبشار رایت که در دل طبیعت و همگون در طبیعت اطراف خود است . آپارتمان های مارسی مکان : مارسی تاریخ ساخت : 1952 – 1947 ویژگی : هنگامی که از او برای طراحی مجتمع مسکونی مارسی دعوت بعمل آمد لوکوربوزیه ازاین فرصت برای به ظهور رساندن ایده هایی که 25 ساله روی آن ها تفکر کرده بود ، استفاده نمود. اهالی این مجتمع این ساختمان را صرفاً خانه لوکوبوزیه می داشتند. درا ین آپارتمان ها از رنگ های تند و خالص قرمز ، زرد و سبز استفاده شده است . ولی در نما از آنها استفاده نشده است . این مجتمع برای 1600 نفر ساخته شده است .
    طبیعت ولی جدا از آن طراحی شده است و مانند نگین دردل طبیعت خود نمایی می کند و نظر بیننده را به خود جلب می کند درست عکس خانه ی آبشار رایت که در دل طبیعت و همگون در طبیعت اطراف خود است . آپارتمان های مارسی مکان : مارسی تاریخ ساخت : 1952 – 1947 ویژگی : هنگامی که از او برای طراحی مجتمع مسکونی مارسی دعوت بعمل آمد لوکوربوزیه ازاین فرصت برای به ظهور رساندن ایده هایی که 25 ساله روی آن ها تفکر کرده بود ، استفاده نمود. اهالی این مجتمع این ساختمان را صرفاً خانه لوکوبوزیه می داشتند. درا ین آپارتمان ها از رنگ های تند و خالص قرمز ، زرد و سبز استفاده شده است . ولی در نما از آنها استفاده نشده است . این مجتمع برای 1600 نفر ساخته شده است . ویژگی کار او این است که در این مجتمع محلی برای زندگی اجتماعی فراهم شده است . سازه ی مجتمع از بتن مسلح است . 17 پیلوت از بتن آرمه اسکلت ساختمان را تشکیل می دهد . کف ها ، سقف ها و دیوارهای این مجتمع از سازه مستقل اند لذا عایق صوتی کامل است . نمای شمالی این مجتمع پنجره است و سه نمای دیگر بالکن هایی دارند که به واحد های مسکونی تعلق دارند. و پارتیشن های جدا کننده با رنگ های کرم رنگ آمیزی شده است . فاصله ها نیز مدولار بدست آمده اند. جالبترین جنبه ی این آپارتمان های مسکونی فروشگاه آن است که به جای طبقه اول در طبقه ی 7 و 8 قرار گرفته اند و در نمای ساختمان فوراً ایده می شوند چون به جای پنجره آفتابگیرها دارند که با ردیف هایی از پنجره های مربع شکل به نما سرزندگی و حیات می دهد.
    برای لوکوربوزیه تراس سقف یک المان مهم در عملکرد اجتماعی آپارتمان تعریف شده است . کلیسای رونشان مکان : نوتردام فرانسه تاریخ ساخت : 1957- 1955 ویژگی : در این کلیسا برای اولین بار باید گفت برخلاف سنت ومعماری همیشگی کلیساها ، از احجام و خطــــــوط متضاد ( منحنی و شکسته ) استفاده شده است و لوکوربوزیه به کمک نیروی قرینگی در پلان سعی داشته است تا این تضاد با سایر کلیسا ها را به تعادل برساند. سازه ی کلیسا از جنس بتن است ، نور کلیسا از سقف و دیوارهای اطراف سالن کلیسا و دو برج استوانه ای تأمین می شود. شکل کلی کلیسا و سقف آن بنا دیدگاه های مختلف شبیه بادبان کشتی و پوسته ی خرچنگ و...می باشد. ویلا شودان مکان : احمد آباد هند تاریخ ساخت : 56-1955 ویژگی : ویلا شودان را می توان سرآمد تفکرات لوکوربوزیه در معمای مدرن دانست چون اصل معماری مدرن را بیان می کند و مانند ویلا ساوا پلان و نمای آزاد را هم می توان در این ویلا دید . فرم ویلاشودان بخوبی با اقلیم حاره ای هند تعامل دارد .
    سقف ویلا همانند چتری عمل می کند و سوراخ ها در دل بنا این مکان را می دهند که نسیم خنک از بین آنها و تراس ها عبور کند. مجلس اتحاد شوری مکان : استالینگراد شوروی تاریخ ساخت : 1963 – 1953 ویژگی : در این بنا لوکوربوزیه نشان داد که چگونه می توان سازه وعوامل سازه را به عرصه ها یا فضاهای معماری راه داد واز آنها به صراحت ودلیری در ترکیب معماری استفاده کرد . با ساختمان در این طرح لوکوربوزیه توسط قوس آهنی بسیار بزرگی که در عین حال نقش اساسی در ترکیب معماری آن دارد تحمل می کند. این طرح لوکوربوزیه سالها جلو تر از فن آوری و تکنولوژی آن زمان بود. دیرلاتورت مکان : فرانسه تاریخ ساخت : 1960 – 1957 میلادی دادگاه عالی چاندیگارهند مکان : ایالت پنجاب هند تاریخ ساخت : 1958 میلادی ویژگی : این شهر برای نیم میلیون نفر طراحی شده است . در طراحی این شهر ازسیستم مدولار استفاده شده است و ورودی همه ی ساختمان ها پشت به خیابان ها بود . ویلاشوابتاریخ ساخت : 1959 خوابگاه دانشجویان سوئیس مکان: پاریس تاریخ ساخت : 1960 از دیگر کارهای او می توان ویلافاور، ویلاژاکومه ، ویلا ژان نرت در لشودفوند که برای پدر و مادرش ساخت ، دانشگاه هاروارد چین و کلیسای ساگرافیمیلیا و... نام برد . کارهای او بیشتر از فرانسه و هندوستان بوده است . سبک سبک معماری لوکوروزیه معماری مدرن متعالی است .
    [دسترسی به لینک ها فقط برای اعضای انجمن امکان پذیر می باشد . همین حالا ثبت نام کنید]



  2. # ADS
    تبلیغات در مدار
    تاریخ عضویت
    همیشه
    نوشته ها
    بسیاری

     

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    26.01.2011
    عنوان کاربر
    مدیر ارشد سایت
    ميانگين پست در روز
    0.90
    نوشته ها
    1,928
    تشکر ها
    7,211
    از این کاربر 6,834 بار در 1,763 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر
    این سبک با شروع انقلاب صنعتی و تولید مصالح و تجهیزات جدید مانند بتن ، فولاد ، جرثقیل و ... در صنعت ساختمان سازی موقعیت برای تولید یک سبک جدید به وجود آورد و این سبک زاده ی 2 سبک بودند اولی مکتب شیکاگو ( لویی سایوان ) بود که اصولش :
    1. استفاده از بتن برای استراکچر ساختمان
    2. نمایش بدون هراس و واهمه ی استراکچر در نمای ساختمان
    3. عدم تقلید از سبک های گذشته
    4. استفاده نکردن از تزئینات درصنعت ساختمان سازی
    5. استفاده از پنجره های عریض و طویل که کل دهانه ی بین ستون ها را پوشش می داد. مکتب آرت نوو که از اروپا شکل گرفت و اصول آن مقابله با سنت گرایی بود.
    1. جدایی ازگذشته
    2. ابداع فرم های جدید
    3. استفاده شدیدازمکتب های تقلیدی
    4. استفاده از هنر متناسب زمان
    5. استفاده از تولیدات مدرن برای سازه و نما
    6. استفاده ازتزئینات و فرم های طبیعی و رمانتیک سبک مدرن متعالی در اواخر قرن نوزدهم و اویل قرن بیستم شکل گرفت و می توان نقطه ی جدایی سبک های قدیمی و کلیشه ای با سبک های جدید دانست و نقطه عطفی درمعماری جهان است ، زیرابرای اولین بار نگرش از سنت گرایی و تاریخ بعنوان منبع الهام درمعماری تغییر کرد و به جای آن آینده و تکنولوژی جای گرفت . معماران این سبک ها در جهت همگن سازی معماری با تکنولوژی روزآمدند.

    . شاخص های معماری مدرن متعالی
    1. عملکرد و کارایی بهتر فضاها
    2 . آسان شدن ساخت و ساز با استفاده از مصالح و ماشین آلات روز دنیا
    3. استفاده ازعناصر و مصالح پیش ساخته در معماری
    4. بوجود آمدن استاندرد ها و قوانین در معماری و مصالح
    5. استفاده از علوم جدید ماند ریاضی ، هندسه ، و ... در معماری سبک معماری مدرن شامل جنش های کوبیسم و سوررئالیسم ( توهم گرایی فرا واقع گرایی) پوریسم ( ناب گرایی ) و بروتالیسم ( خام گرایی ) بود. لوکوربوزیه طرفدار بروتالیسم بوده است . ویژگی ها تندیس گرایی، سازه گرایی و بروتالیسم در همه ی آثار او وجود دارند. درآثار نخستین لوکوربوزیه معماری از هر گونه زینت خالی و عریان بود می توان گفت لوکوربوزیه یک شهر ساز ، یک معمار ، یک هنرمند ، یک مجسمه ساز و یک شاعر با حساسیت فوق العاده بود که این 5 شخصیت در شخصیت لوکوربوزیه تجلی یافته بود. لوکوربوزیه توانست در طی فعالیت خود استفاده از شاخص ترین مصالح ساختمانی مدرن یعنی بتن را به نهایت زیبایی برساند وکارهای او مورد تقلید جهانی قرار گرفت . لوکوربوزیه استفاده از تیر آهن و بتن و پیش ساختگی را مسیر آینده ی معماری تقلی کرد . تندیس گرایی و سازه گرایی او مورد توجه بقیه معماران بوده است . در طرح شهرهای لوکوربوزیه تراکم جمعیت در هر هکتار 3000 نفردر نظرگرفته شده است . سیستم طراحی اومدولار است . لوکوربوزیه توانست با استفاده از کنسول ، پلان و سازه را از هم جدا کند ، همچنین از رامپ برای ارتباط طبقات و ارتفاعات مختلف استفاده کرد .
    دیدگاهها لوکوربوزیه درطرح های خود بسیار تحت تأثیر فضاهای کلی شهری و سیستم شهرنشینی منطقه به منطقه بود. او از اولین کسانی بود که تأثیر ماشین آلات را انباشتگی انسانها بیان کرد و شهرهای آینده را شهرهایی حاوی آپارتمان ها وآسمانخراش ها ی بزرگ دانست که کنار هم پارک شده اند.وی گفته بود : « بطور قانونی تمام ساختمان ها باید سفید باشند . » شعار معروف او « خانه ماشینی است برای زندگی » عمدتاً با کج فهمی مواجه شد او معماری را در قالب توانمندی های جامعه ی صنعتی مدرن می دید و علاقه ی خاصی به شهر سازی و قطعات پیش ساخته و استفاده از عناصر ساختمانی استاندارد داشت .
    لوکوربوزیه بین سازه گرایی و تندیس گرایی به سازه گرایی تمایل داشت و این گرایش او به بارزترین شکل درکلیسای رونشان تجلی یافت و این کلیسا یکپارچه تندیس است . وی سعی کرد توجه معماران و شهرسازان را از گذشته به آینده معطوف کند. او ضمن تحسین آسمان خراش های شیکاگو و نیویورک الگو گرفتن از آنها را برای سایر نقاط جهان معرفی کرد . لوکوربوزیه شهرهای آینده را شهرهایی با آسمانخراش های عظیم و مرتفع می دانست . بر اساس این نظریه او دو شهر مهم طراحی و اجرا شد . یکی شهر چاندیگارهند که توسط خودش طراحی شد ، دیگری شهر برازیلیا که توسط لوچیو گوستاو و اسکارنیمایر بعنوان پایتخت برزیل طراحی شد . لوکوربوزیه معماری است که کوشید بازبانی مدرن، نظامی ریاضی و برخاسته از تناسبات انسانی به معماری ببخشد .
    سیستم مدولار او بر مفهوم نسبت طلایی درریاضیات استوار است . وی ابعاد انسان را 83/1 در نظر گرفت و بر اساس آن فضای خود را طراحی و تقسیم بندی کرد . او ابتدا به فرم های مستقیم الخط علاقه مند بود ولی به علت پیشرفت صنعتی از سال های بعد توانست ازخطوط منحنی و مایل هم بهره مند شود.
    کتاب های لوکوربوزیه
    1. بسوی معماری
    2. تجزیه و تحلیل لوکوربوزیه
    3. زیبایی شناسی معماری
    4. منشور آتن
    5. بسوی یک معماری نوین : که در این کتاب توجه معماران جوان را به فناوری و حرکت ، همگام با تکنولوژی روزدنیا جلب کرد. ( در این کتاب معماری را با حرفه ی مهندسی مکانیک مقایسه کرده است )
    6 . شهر آینده : دراین کتاب لوکوربوزیه سیما و نمایه ی شهرهای آینده را توصیف کرده است .
    [دسترسی به لینک ها فقط برای اعضای انجمن امکان پذیر می باشد . همین حالا ثبت نام کنید]



  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    26.01.2011
    عنوان کاربر
    مدیر ارشد سایت
    ميانگين پست در روز
    0.90
    نوشته ها
    1,928
    تشکر ها
    7,211
    از این کاربر 6,834 بار در 1,763 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر
    آرشيتكت لوكوربوزيه(شرح مختصري از تاريخچه زندگي ، سبك ، تجزيه و تحليل آثار ) شارل ادوارد ژانره معروف به لوكوربوزيه ، پدر معماري و يكي از پيشگامان معماري مدرن ، ( مدرن متعالي ) ، آرشيتكت ، مهندس و معمار معروف سوئيسي فرانسوي ، قرن بيستم ، در 4 مي سال 1897 قدم به عرصه وجود نهاد . او در دفتر دو تن از معروف ترين معماران آن دوره در اروپا، يعني اگوست پره و پيتر بهرنز به مدت چند سال كار كرد و سپس به بالكان، آسياي صغيير ، يونان و رم سفر نمود . لوكوربوزيه هنوز خيلي جوان بود كه به نشر افكار انقلابي خود در باره لزوم تحول در سبك معماري پرداخت و بعد از آن كه افكار خود را با ايجاد بناهايي در گوشه و كنار جهان به مرحله عمل درآورد ، شهرت بين المللي يافت . و در اكثر ممالك بزرگ و كوچك جهان بناهايي از او به يادگار مانده است .
    نقش لوكوربوزيه در معماري نو مانند نقش پيكاسو در نقاشي نو بود . او مانند پيكاسو زندگي درويشانه بسيار ساده اي داشت و تا آخر عمر در همان آتيله محقر خود كه در جواني تاسيس كرده بود ، كار كرد. اين آتليه ، اتاق كوچكي بيش نبود و شمار همكاران لوكوربوزيه هرگز از چهار يا پنج نفر بيشتر نشد. گاه اتفاق افتاد كه تنگي جا سبب شود نقشه هاي اجرايي كارها در جايي ديگر رسم شوند.

    لوکوربوزیه در سال 1921 کتابی را تحت عنوان «به سوی یک معماری» منتشر نمود، که تحولی اساسی در نوع نگرش به معماری به وجود آورد. او در ابتدای کتاب نوشته است:
    " عصر بزرگی آغاز شده است. روح جدیدی وجود دارد. انبوهی کار که با این روح جدید طراحی می شود در مقابل ما قرار دارد، با این امر به ویژه باید در تولید صنعتی مواجه شد. رسم و عادت معماری را دچار خفقان کرده است. سبک ها دروغی بیش نیستند. سبک وحدت اصل است که به همه ی کارهای یک عصر روح می بخشد، محصولی از حالتی ذهنی است که خصلت ویژه ی خود را داراست. عصر ما روز به روز سبک خودش را تعیین می کند. چشمان ما، متأسفانه هنوز قادر به تشخیص آن نیستند."(لوکوربوزیه؛1381: 204)

    در قسمتی دیگر، در نقد معماری کلاسیک نوشته است:
    "در معماری مبانی قدیمی ساختمان مرده اند. ما حقیقت معماری را دوباره کشف نخواهیم کرد، مگر این که مبانی جدید و شالوده ای منطقی را برای هرگونه ظهور معماری تثبیت کنیم. دوره ای بیست ساله آغاز می شود که مشغله اش خلق این مبانی خواهد بود. دوره ای از مسائل بزرگ، دوره ای از تحلیل، از تجربه، همچنین دوره ای از سردرگمی عظیم زیبایی شناسی، دوره ای که در آن یک زیباشناسی جدید ساخته و پرداخته خواهد شد. ما باید نقشه، یعنی کلید این تحول را مطالعه کنیم."( لوکوربوزیه؛ 1381 : 213)

    " تاریخ معماری طی قرن ها به عنوان تغییر در ساخت و تزیین به آهستگی آشکار شده است، اما در پنجاه سال اخیر فولاد و بتون فتوحات جدیدی به بار آورده اند که نشانه ی ظرفیت بزرگ تری برای ساخت و نشانه ی یک معماری است که در آن کدهای قدیمی واژگون شده اند. اگر با گذشته رویارو شویم خواهیم آموخت که «سبک ها» دیگر برای ما وجود ندارند، بلکه سبکی متعلق به دوره ی خود ما از راه رسیده و انقلابی رخ داده است. اذهان ما آگاهانه یا ناآگاهانه این رویدادها را درک کرده اند و نیازهای جدیدی، آگاهانه یا ناآگاهانه سر برآورده اند. ماشین جامعه، کاملاً خلاص از دنده، میان یک بهبودی با اهمیتی تاریخی و یک فاجعه نوسان می کند. غریزه ی اولیه ی هر موجود انسانی تأمین سرپناهی برای خویشتن است. طبقات مختلف کارگران در جامعه ی امروزی دیگر مسکن هایی در خور نیازشان ندارد، پیشه وران هم همین طور. مسئله ای مربوط به ساختن در ریشه ی ناآرامی اجتماعی امروز نهفته است: معماری یا انقلاب."( لوکوربوزیه؛ 1381: 207)
    او در تعریف معماری نوشته است:
    " معماری بازی استادانه، صحیح و باشکوه توده هایی است که در روشنایی با یکدیگر جمع می شوند. چشمان ما برای مشاهده ی صورت ها (فرم ها) در روشنایی ساخته شده اند، نور و سایه این صورت ها را آشکار می کنند، مکعب ها، مخروط ها، کره ها، استوانه ها یا هرم ها صورت های بزرگ اولیه ای هستند که نور آن را به گونه ای ممتاز آشکار می کند، تصویر این صور در درون ما و بدون ابهام متمایز و ملموس است. به همین دلیل است که این ها صور زیبا، زیباترین صور اند. همه کس، از کودک گرفته تا وحشی و ما بعد الطبیعه دان با این مطلب موافق است. این امر به ماهیت هنرهای تجسمی مربوط می شود.

    معماری مصری، یونانی یا رومی، معماری منشورها، مکعب ها و استوانه ها، هرم ها یا کره هاست. اهرام، معبد لوکسور، پارتنون، کولیزیوم، ویلای هادریان. معماری گوتیک، دراساس، بر کره ها، مخروط ها و استوانه ها استوار نیست. فقط صحن اصلی کلیسا بیان صورتی ساده اما به هندسه ی پیچیده ای از مرتبه ی دوم (قوس های متقاطع)
    به همین دلیل است که یک کلیسای جامع چندان زیبا نیست و ما در آن به دنبال معوض هایی از نوع ذهنی خارج از هنر تجسمی می گردیم. یک کلیسای جامع از نظر ما به عنوان راه اصلی استادانه برای مسئله ای دشوار جالب است. اما مسئله ای که فرض های آن به نادرست بیان شده اند، زیرا از صورت بزرگ اولیه (اصلی) ناشی نمی شوند. کلیسای جامع یک کار تجسمی نیست، بلکه یک درام است؛ مبارزه ای است علیه نیروی ثقیل، که احساس طبیعتی احساساتی است.
    این را هرگز در مدرسه نیاموخته اند. نه در تعقیب یک ایده ی معماری، بلکه صرفاً تحت هدایت نتایج محاسبه (مشتق از اصول حاکم بر جهان ما) و مفهوم یک ارگانیسم زنده است که مهندسان امروز از عناصر اولیه (اصلی) استفاده می کنند و با هماهنگ ساختن آنها موافق با قواعد در ما عواطف مربوط به معماری را بر می انگیزند و بدین وسیله کار انسان را در وحدت با نظم جهانی طنین انداز می کنند. بدین گونه با بالابرنده ها و کارخانه های غله ی آمریکایی یعنی نخستین ثمرات باشکوه عصر جدید روبرو ایم. مهندسان آمریکایی با محاسبات شان، معماری در حال اختصار ما را مضمحل می کنند." (لوکوربوزیه؛ 1381: 207و208)

    " چشمان ما ساخته شده اند تا ما را به دیدن صورت ها (فرم ها) در روشنایی قادر سازند. صور اولیه (اصلی) صوری زیبا هستند، زیرا به روشنی درک می شوند. معماران امروز دیگر به چنین صور ساده ای دست نمی یابند. مهندسان با کار از طریق محاسبه، صور هندسی را به کار می گیرند و چشمان ما را با هندسه شان و فهم ما را با ریاضیات شان ارضا می کنند. کار آن ها در خط مستقیم هنر خوب است."( لوکوربوزیه؛1381 :203)
    " معمار با آراستن صورت ها (فرم ها)یش نظمی را تحقق می بخشد که آفریده ی محض ذهن اوست؛ او با صور و اشکال، حواس ما را به شدت متاثر و عواطف تجسمی (پلاستیک) را بیدار می کند؛ با روابطی که می آفریند پژواک های عمیقی را در ما برمی انگیزد و معیار نظمی را به ما می دهد که احساس می کنیم با نظم جهان ما هماهنگ است. او جنبش های گوناگون قلب و فهم ما را تعیین می کند؛ آن گاه است که ما حس زیبایی را تجربه می کنیم." (لوکوربوزیه؛ 1381: 202)

    در سال 1926 لوکوربوزیه و پیر ژانره مطلبی منتشر کردند که در آن نتیجه ی مطالعات چند ساله شان تحت عنوان «پنج نکته برای یک معماری جدید» مطرح شده است:
    " 1- پیلوتی: جستجوهای پیاپی و سرسختانه به پدیده های ضعیفی که می توان آن را همانند دست آوردهای لابراتور در نظر گرفت، منتهی شده است. نتایج بدست آمده چشم اندازهای تازه یی در برابر معماری می گشاید. این چشم اندازها می توانند در شهرسازی به عنوان ابزارهایی برای مداوای بیماری بزرگ شهرهای فعلی به کار آیند. خانه روی پیلوتی! خانه در خاک فرو رفته و فضاها تاریک و بیشتر نمناک بودند. بتون آرمه پیلوتی را به ما می دهد. خانه در فضا و دور از زمین برپا می شود. باغ از زیر خانه می گذرد. باغ هم روی خانه است، هم روی بام.
    2- بام- باغچه: از قرن ها پیش تا زمانی که خانه به وسیله بخاری گرم می شد، شیروانی سنتی، زمستان را با قشری از برف تحمل می کرد. با نصب شوفاژ سانترال، شیروانی دیگر مناسب نیست. بام نباید برجسته بلکه باید فرو رفته باشد. آب را باید به طرف داخل و نه به بیرون ریخت. واقعیت غیر قابل انکار آب و هوای سرد، حذف سقف شیبدار را الزامی و احداث بام- باغچه ی گود و هدایت آب به طرف داخل را بر می انگیزد. سیمان مسلح مصالحی است که ساخت سقف های منسجم را ممکن می سازد. انبساط بتن آرمه شدید است. انبساط باعث ترک خوردگی ساختمان در ساعات تغییرات شدید آب و هوایی می شود.
    به جای سعی در تخلیه سریع آب باران باید سعی در نگاهداری رطوبت ثابت روی بتون بام و حفظ حرارت منظم در بتون آرمه کرد. عامل حفاظتی خاص، ماسه پوشیده از «دال» های ضخیم سیمانی با فواصل باز است. در این فاصله ها چمن کاشته می شود. ماسه و ریشه ها باعث کندی نفوذ آب می شوند. بام- باغچه ها از گل، درختچه و درخت ها و چمن سرشار می شود. دلایل فنی، اقتصادی و آسایش و دلایل احساسی، ما را به انتخاب بام مسطح بر می آنگیزد.
    3- پلان آزاد: تا امروز دیوارهای باربر از زمین آغاز شده، بر روی یکدیگر قرار گرفته و طبقات را از همکف تا زیر شیروانی تشکیل می دادند. پلان، اسیر دیوارهای باربر است. بتون آرمه، پلان آزاد را به خانه می آورد. طبقات دیگر بوسیله ی دیوارها بر هم منطبق نیستند، طبقات آزادند. صرفه جویی زیاد در حجم ساخته شده، استفاده جدی از هر سانتی متر، صرفه جویی در هزینه… راسیونالیسم آسان پلان جدید.

    4- پنجره های طولی: پنجره یکی از عناصر اصلی ساختمان است. پیشرفت، آزادی را به ارمغان می آورد. بتون آرمه، انقلابی در تاریخ پنجره به پا می کند. پنجره ها می توانند از سویی تا سوی دیگر نما قرار گیرند. پنجره نمونه عنصر مکانیکی خانه است. برای تمام خانه های باشکوه، تمام ویلاها، تمام خانه های کارگری و خانه های اجاره ایی…

    5- نمای آزاد: ستون ها با فاصله از نما و در درون خانه و سقف به صورت کنسولی امتداد می یابد. نماها تنها اعضای سبکی تشکیل شده از دیوارهای محافظ و یا پنجره ها هستند. نما آزاد است و پنجره ها بدون قطع شدن می توانند از یک سو تا سوی دیگر نما قرار گیرند. " (بنه ولو: 1377؛ 66)
    لوکوربوزیه در مورد مفهوم خانه نوشته است:
    " مسئله ی خانه، مسئله ی این عصر است. تعادل جامعه ی امروز به آن وابسته است. نخستین وظیفه ی معماری در این دوره ی بازسازی، بازنگری ارزش ها و بازنگری عناصر سازنده ی خانه است. تولید انبوه مبتنی بر تحلیل و تجربه است. صنعت در مقیاس وسیع باید به ساختمان توجه کند و عناصر خانه را بر پایه ی تولید انبوه استوار سازد. ما باید روح تولید انبوه را خلق کنیم. روح ساختن خانه های تولید انبوه. روح زندگی درخانه های تولید انبوه. روح درک خانه های تولید انبوه. اگر از قلب ها و ذهن های مان همه ی مفاهیم مرده درباره ی خانه را بزداییم و به مسئله از دیدگاهی انتقادی بنگریم، به «خانه – ماشین»، به خانه ی تولید انبوه خواهیم رسید، که همان گونه سالم (از نظر اخلاقی نیز) و زیباست که ابزار و وسایل کارآیی که همراه زندگی ما هستند، زیبایند."( لوکوربوزیه؛ 1381: 206)

    " هواپیما محصول گزینش دقیق است. درس هواپیما در منطقی قراردارد که بر طرح مسئله و تحقق آن حاکم بود. مسئله ی خانه هنوز مطرح نشده است. مع هذا یقیناً معیارهایی برای خانه ی مسکونی وجود دارد. ماشین آلات در خودش حاوی عامل اقتصاد است که به سوی انتخاب سوق می دهد. خانه ماشینی است برای زندگی کردن در آن."( لوکوربوزیه؛ 1381: 204)
    او در نهایت عناصر تشکیل دهنده ی معماری را چنین معرفی نموده است: "عناصر معماری نور و سایه، دیوارها و فضا هستند. انسان با چشم هایش که 5 فوت و 6 اینچ (165 سانتیمتر) از زمین فاصله دارند به آفرینش معماری نگاه می کند. شخص فقط می تواند با اهدافی که چشم می تواند درک کند و مقاصدی که عناصر معماری را به حساب می آورند سر و کار داشته باشد. اگر مقاصدی جلوه گر شدند که به زبان معماری سخن نمی گویند، شما با توهم نقشه روبرو می شوید. شما از قواعد حاکم بر نقشه، از طریق خطای درک یا از طریق تمایلی به سوی نمایش تهی، تخطی می کنید."( لوکوربوزیه؛ 1381: 205) "جامعه ی انسانی نمی تواند تحمل بکند که خانواده ها از نور آفتاب محروم بوده و به این طریق محکوم به بی حالی و بی جانی گردند. طرح هایی که حتی یک واحد مسکونی را در مجموعه ی خانه هایی که در بر می گیرند، به علت رو به شمال بودن از آفتاب محروم می کنند و یا آپارتمانی را در سایه ی بناهای مجاور قرار داده و سبب محرومیت آن از نور آفتاب می گردنند، می بایست قویاً مردود شناخته شوند. لازم است که از همه ی سازندگان بناهای مسکونی خواسته شود که نمودار آفتاب گیری اتاق های منازل طرح های خود را در ساعات مختلف کوتاه ترین روز سال و تغییر فصل ارائه بدهند و ثابت کنند که این منازل امکان حداقل دو ساعت آفتاب گیری را دارند.
    هرگاه این امر صورت نگیرد، نمی بایست اجازه ی ساختمان داده شود. داخل کردن نور آفتاب در خانه های مسکونی، یک وظیفه ی نو و دستوری بزرگ برای آرشیتکت می باشد."(لوکوربوزیه؛ 1355: 104)

    او در مورد معیار های داوری فضاهای شهری هم نوشته است:"چهارمین کنگره ی بین المللی معماری مدرن که در آتن تشکیل شد این اصل را تثبیت کرد. آفتاب، سبزه و فضای باز سه عنصر اصلی شهرسازی هستند. تبعیت از این اصل امکان می دهد که وضع موجود را قضاوت کنیم و پیش نهادهای تازه را، از یک دیدگاه حقیقتاً انسانی، مورد ارزیابی قرار دهیم."(لوکوربوزیه؛ 1355: 91و92)
    [دسترسی به لینک ها فقط برای اعضای انجمن امکان پذیر می باشد . همین حالا ثبت نام کنید]



  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    26.01.2011
    عنوان کاربر
    مدیر ارشد سایت
    ميانگين پست در روز
    0.90
    نوشته ها
    1,928
    تشکر ها
    7,211
    از این کاربر 6,834 بار در 1,763 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر
    مختصری از سبك معماري لوكوربوزيه
    سبك معمار لوكوربوزيه ، معماري مدرن متعالي است. و لي بهتر است قبلا توضيحاتي در رابطه با سبك كلي معماري مدرن داده شود. معماري مدرن كه سبكي غالب و جهانگير در قرن بيستم ميلادي بوده ، ريشه در تحولاتي دارد كه خاستگاه آن شهر فلورانس در شمال ايتاليا ، در حدود چهار صد سال پيش از ظهور معماري مدرن بوده است. ولي بايد توجه داشت كه معماري مدرن بصورت يك مكتب معماري با مباني نظري مدون و ساختمانهاي ساخته شده بر اساس انديشه مدرن،از اواخر قرن 19 ميلادي شكل گرفت. خاستگاه اين معماري در شهر شيگاگو ، و در اروپا شهرهاي پاريس ، برلين و وين بود. و همچنين قابل ذكر است كه معماري مدرن ، نقطه عطفي در تاريخ معماري غرب و يا به عبارت ديگر ، در تاريخ معماري جهان بود. زيرا براي اولين بار ، نگرش از سنّت و تاريخ و گذشته ، بعنوان منبع الهام معماري تغيير جهت داد و آينده و پيشرفت ، بعنوان موضوع و هدف اصلي معماري مطرح شد.
    معماران و نظريه پردازان مدرن سعي كردند ، معماري را با علم ، تكنولوژي و جهان در حال تحول همگون سازند.
    به هر حال اگر بخواهيم اعضاي خانواده معماری مدرن را نام ببريم شامل سه دوره اصلي ، معماري مدرن اوليه ، معماري مدرن متعالي و معماري مدرن متاخّر ، خواهد بود كه هر كدام از آنها نيز داراي زير مجموعه هايي هستند. ولی همانطوری که قبلا اشاره شد ، سبک معماری لوکوربوزیه ، معماری مدرن متعالی بود که به اختصار به شرح این نوع سبک میپردازیم.
    معماری مدرن متعالی و یا به عبارتی اوج معماری مدرن در بین دو جنگ جهانی اول و دوم ، یعنی عمدتاَ در دهه های 20 و 30 میلادی در اروپا و آمریکا مطرح بود. در دوره معماری مدرن اولیه ، کماکان سبک های تاریخ گرایی , همچون نئوکلاسیک ، رمانتیک و بالاخص التقاتی ، بعنوان سبک های مهم و رایج در غرب ، حائز اهمیت بودند. مانند مکتب شیگاگو ، که بعد از یک دوره نسبتاَ کوتاه بیست ساله ، در مقابل سبکهای تاریخ گرایی نتوانست دوام بیاورد. نهضت هنر نو نیز در اروپا بلا رقیب نبود و بسیاری از ساختمانهای مهم ، به سبک های مختلف تاریخی در اروپا ، همچنان احداث میشد. ولی با پایان جنگ جهانی اوِّل و نیاز شدید به ترمیم خرابی های جنگ و تولید انبوه ساختمان ، گرایش به سمت معماری مدرن افزایش یافت. لذا استفاده از تکنولوژی روز، مصالح مدرن ، پیش ساختگی ، عملکرد گرایی و دوری از سبکهای پر زرق و برق تاریخی ، مورد توجه قرار گرفت .
    در این دوره معماری مدرن بعنوان تنها سبک مهم در غرب مطرح شد و دامنه نفوذ آن بصورت یک سبک جهانی ، در اقصا نقاط گیتی گسترش یافت.
    یکی از موضوعات کلیدی و بسیار مهم در دوره مدرن متعالی ، مسئله صنعت ، تولیدات صنعتی و تکنولوژی بود. تمامی معماران صاحب نام ، در این دوره به نوعی با مسئله تکنولوژی درگیر بودند. و معماران دیگری مانند والتر گروپیوس و میس ونده رو ، که همفکر با لوکوربوزیه بودند ، سعی در قطع کردن وابستگی های معماری مدرن ، به گذشته و تاریخ گرایی داشتند. و بجای آن خواهان جایگزینی تکنولوژی و عملکرد ، بعنوان منبع الهام معماری شدند. و گروهی دیگر نیز مانند فرانک لوید رایت و آلوار آلتو خواهان استفاده از امکانات مدرن ، برای رسیدن به یک معماری همگون با طبیعت بودند.
    و اما در رابطه با کارهای این معمار بزرگ ، با توجه به اینکه در اواخر قرن نوزدهم که مصادف بود با تحولات سریع تکنولوژی ، مخصوصاَ بتن که میتوانست نقش بسیار مهمی در صنعت ساختمان سازی ، که هنوز در چارچوب فنون گذشته باقی مانده بود ، باشد.
    لوکوربوزیه توانست در طی فعالیت حرفه ای خود ، استفاده از شاخص ترین مصالح ساختمانی مدرن ، یعنی بتن را به نهایت زیبایی رساند و کارهای وی مورد تقلید جهانی قرار گرفت.
    لوکوربوزیه استفاده از تیرآهن و بتن و پیش ساختگی را ، مسیر آینده معماری تلقی مینماید. وی عنوان میکند که برای پرهیز از انقلاب اجتماعی ، باید با استفاده از تکنولوژی جدید ، بصورت گسترده ، برای اقشار مختلف جامعه خانه سازی کرد. وی سعی مرد توجه معماران و شهرسازان را از گذشته به سمت آینده معطوف کند. او ضمن تحسین آسمانخراشهای شیگاگو و نیویورک ، الگو قرار دادن آنها را برای سایر نقاط جهان معرفی کند. و معتقد است که تنها راه حل شهرهای آینده ، بلند مرتبه سازی و پیش ساختگی است.

    الگوی شهر طراحی شده لوکوربوزیه
    یک مرکز اداری وسیع برای استقرار ساختمانهای ایالتی و تعدادی محلات مسکونی در اطراف آن. بعلاوه خیابانهای عریض ، پارک های وسیع و مغازه های بزرگ برای این شهر در نظر گرفته شد.
    لوکوربوزیه خود چند ساختمان مهم ایالتی، از جمله ساختمانهای پارلمان و ساختمان دادگاه عالی را با بتن نمایان طراحی کرد. این شهر از سال 1952 آغاز شد.
    دومین شهری که توسط عقاید لوکوربوزیه طراحی شد ، شهر برازیلیا ، پایتخت برزیل بود که توسط لوچیو کوستا و اسکار نیمایر در سال 1957 طراحی شد. نمایر خود با لوکوربوزیه ، در طراحی ساختمان وزارت آموزش و پرورش برزیل در سال 1936 همکاری کرده بود.
    ساختمان وزارت آموزش و پرورش برزیل در سال 1936 همکاری کرده بود.
    همچنین ساختمان طراحی شده توسط نورمن فاستر ، معمار سبک های-تک ، بنام برج هزاره توکیو 1989 در ساحل شهر توکیو را میتوان نمونه کاملی از برج های چند منظوره نظریه لوکوربوزیه تلقی کرد.
    لوکوربوزیه در سال 1926 آنچه را که به اعتقاد او " پنچ اصل معماری مدرن " بشمار میرفتند بیان کرد. تعبیرات او ، همانطوری که قبلاَ اشاره شد ، تا حد زیادی منتج از ظهور بتن مسلّح در ساختمان بود. که در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد. این نوع ساختمان و بخصوص کاربرد ستونهای بتنی برای نگهداری قطعات سقف و کف ، امکانات جدیدی را برای تعریف فضا های یک بنا بوجود آورد.
    [دسترسی به لینک ها فقط برای اعضای انجمن امکان پذیر می باشد . همین حالا ثبت نام کنید]



  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    26.01.2011
    عنوان کاربر
    مدیر ارشد سایت
    ميانگين پست در روز
    0.90
    نوشته ها
    1,928
    تشکر ها
    7,211
    از این کاربر 6,834 بار در 1,763 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر
    آرشيتكت لوكوربوزيه(شرح مختصري از تاريخچه زندگي ، سبك ، تجزيه و تحليل آثار ) شارل ادوارد ژانره معروف به لوكوربوزيه ، پدر معماري و يكي از پيشگامان معماري مدرن ، ( مدرن متعالي ) ، آرشيتكت ، مهندس و معمار معروف سوئيسي فرانسوي ، قرن بيستم ، در 4 مي سال 1897 قدم به عرصه وجود نهاد . او در دفتر دو تن از معروف ترين معماران آن دوره در اروپا، يعني اگوست پره و پيتر بهرنز به مدت چند سال كار كرد و سپس به بالكان، آسياي صغيير ، يونان و رم سفر نمود . لوكوربوزيه هنوز خيلي جوان بود كه به نشر افكار انقلابي خود در باره لزوم تحول در سبك معماري پرداخت و بعد از آن كه افكار خود را با ايجاد بناهايي در گوشه و كنار جهان به مرحله عمل درآورد ، شهرت بين المللي يافت . و در اكثر ممالك بزرگ و كوچك جهان بناهايي از او به يادگار مانده است .
    نقش لوكوربوزيه در معماري نو مانند نقش پيكاسو در نقاشي نو بود . او مانند پيكاسو زندگي درويشانه بسيار ساده اي داشت و تا آخر عمر در همان آتيله محقر خود كه در جواني تاسيس كرده بود ، كار كرد. اين آتليه ، اتاق كوچكي بيش نبود و شمار همكاران لوكوربوزيه هرگز از چهار يا پنج نفر بيشتر نشد. گاه اتفاق افتاد كه تنگي جا سبب شود نقشه هاي اجرايي كارها در جايي ديگر رسم شوند.

    لوکوربوزیه در سال 1921 کتابی را تحت عنوان «به سوی یک معماری» منتشر نمود، که تحولی اساسی در نوع نگرش به معماری به وجود آورد. او در ابتدای کتاب نوشته است:
    " عصر بزرگی آغاز شده است. روح جدیدی وجود دارد. انبوهی کار که با این روح جدید طراحی می شود در مقابل ما قرار دارد، با این امر به ویژه باید در تولید صنعتی مواجه شد. رسم و عادت معماری را دچار خفقان کرده است. سبک ها دروغی بیش نیستند. سبک وحدت اصل است که به همه ی کارهای یک عصر روح می بخشد، محصولی از حالتی ذهنی است که خصلت ویژه ی خود را داراست. عصر ما روز به روز سبک خودش را تعیین می کند. چشمان ما، متأسفانه هنوز قادر به تشخیص آن نیستند."(لوکوربوزیه؛1381: 204)

    در قسمتی دیگر، در نقد معماری کلاسیک نوشته است:
    "در معماری مبانی قدیمی ساختمان مرده اند. ما حقیقت معماری را دوباره کشف نخواهیم کرد، مگر این که مبانی جدید و شالوده ای منطقی را برای هرگونه ظهور معماری تثبیت کنیم. دوره ای بیست ساله آغاز می شود که مشغله اش خلق این مبانی خواهد بود. دوره ای از مسائل بزرگ، دوره ای از تحلیل، از تجربه، همچنین دوره ای از سردرگمی عظیم زیبایی شناسی، دوره ای که در آن یک زیباشناسی جدید ساخته و پرداخته خواهد شد. ما باید نقشه، یعنی کلید این تحول را مطالعه کنیم."( لوکوربوزیه؛ 1381 : 213)

    " تاریخ معماری طی قرن ها به عنوان تغییر در ساخت و تزیین به آهستگی آشکار شده است، اما در پنجاه سال اخیر فولاد و بتون فتوحات جدیدی به بار آورده اند که نشانه ی ظرفیت بزرگ تری برای ساخت و نشانه ی یک معماری است که در آن کدهای قدیمی واژگون شده اند. اگر با گذشته رویارو شویم خواهیم آموخت که «سبک ها» دیگر برای ما وجود ندارند، بلکه سبکی متعلق به دوره ی خود ما از راه رسیده و انقلابی رخ داده است. اذهان ما آگاهانه یا ناآگاهانه این رویدادها را درک کرده اند و نیازهای جدیدی، آگاهانه یا ناآگاهانه سر برآورده اند. ماشین جامعه، کاملاً خلاص از دنده، میان یک بهبودی با اهمیتی تاریخی و یک فاجعه نوسان می کند. غریزه ی اولیه ی هر موجود انسانی تأمین سرپناهی برای خویشتن است. طبقات مختلف کارگران در جامعه ی امروزی دیگر مسکن هایی در خور نیازشان ندارد، پیشه وران هم همین طور. مسئله ای مربوط به ساختن در ریشه ی ناآرامی اجتماعی امروز نهفته است: معماری یا انقلاب."( لوکوربوزیه؛ 1381: 207)
    او در تعریف معماری نوشته است:
    " معماری بازی استادانه، صحیح و باشکوه توده هایی است که در روشنایی با یکدیگر جمع می شوند. چشمان ما برای مشاهده ی صورت ها (فرم ها) در روشنایی ساخته شده اند، نور و سایه این صورت ها را آشکار می کنند، مکعب ها، مخروط ها، کره ها، استوانه ها یا هرم ها صورت های بزرگ اولیه ای هستند که نور آن را به گونه ای ممتاز آشکار می کند، تصویر این صور در درون ما و بدون ابهام متمایز و ملموس است. به همین دلیل است که این ها صور زیبا، زیباترین صور اند. همه کس، از کودک گرفته تا وحشی و ما بعد الطبیعه دان با این مطلب موافق است. این امر به ماهیت هنرهای تجسمی مربوط می شود.

    معماری مصری، یونانی یا رومی، معماری منشورها، مکعب ها و استوانه ها، هرم ها یا کره هاست. اهرام، معبد لوکسور، پارتنون، کولیزیوم، ویلای هادریان. معماری گوتیک، دراساس، بر کره ها، مخروط ها و استوانه ها استوار نیست. فقط صحن اصلی کلیسا بیان صورتی ساده اما به هندسه ی پیچیده ای از مرتبه ی دوم (قوس های متقاطع)
    به همین دلیل است که یک کلیسای جامع چندان زیبا نیست و ما در آن به دنبال معوض هایی از نوع ذهنی خارج از هنر تجسمی می گردیم. یک کلیسای جامع از نظر ما به عنوان راه اصلی استادانه برای مسئله ای دشوار جالب است. اما مسئله ای که فرض های آن به نادرست بیان شده اند، زیرا از صورت بزرگ اولیه (اصلی) ناشی نمی شوند. کلیسای جامع یک کار تجسمی نیست، بلکه یک درام است؛ مبارزه ای است علیه نیروی ثقیل، که احساس طبیعتی احساساتی است.
    این را هرگز در مدرسه نیاموخته اند. نه در تعقیب یک ایده ی معماری، بلکه صرفاً تحت هدایت نتایج محاسبه (مشتق از اصول حاکم بر جهان ما) و مفهوم یک ارگانیسم زنده است که مهندسان امروز از عناصر اولیه (اصلی) استفاده می کنند و با هماهنگ ساختن آنها موافق با قواعد در ما عواطف مربوط به معماری را بر می انگیزند و بدین وسیله کار انسان را در وحدت با نظم جهانی طنین انداز می کنند. بدین گونه با بالابرنده ها و کارخانه های غله ی آمریکایی یعنی نخستین ثمرات باشکوه عصر جدید روبرو ایم. مهندسان آمریکایی با محاسبات شان، معماری در حال اختصار ما را مضمحل می کنند." (لوکوربوزیه؛ 1381: 207و208)

    " چشمان ما ساخته شده اند تا ما را به دیدن صورت ها (فرم ها) در روشنایی قادر سازند. صور اولیه (اصلی) صوری زیبا هستند، زیرا به روشنی درک می شوند. معماران امروز دیگر به چنین صور ساده ای دست نمی یابند. مهندسان با کار از طریق محاسبه، صور هندسی را به کار می گیرند و چشمان ما را با هندسه شان و فهم ما را با ریاضیات شان ارضا می کنند. کار آن ها در خط مستقیم هنر خوب است."( لوکوربوزیه؛1381 :203)
    " معمار با آراستن صورت ها (فرم ها)یش نظمی را تحقق می بخشد که آفریده ی محض ذهن اوست؛ او با صور و اشکال، حواس ما را به شدت متاثر و عواطف تجسمی (پلاستیک) را بیدار می کند؛ با روابطی که می آفریند پژواک های عمیقی را در ما برمی انگیزد و معیار نظمی را به ما می دهد که احساس می کنیم با نظم جهان ما هماهنگ است. او جنبش های گوناگون قلب و فهم ما را تعیین می کند؛ آن گاه است که ما حس زیبایی را تجربه می کنیم." (لوکوربوزیه؛ 1381: 202)

    در سال 1926 لوکوربوزیه و پیر ژانره مطلبی منتشر کردند که در آن نتیجه ی مطالعات چند ساله شان تحت عنوان «پنج نکته برای یک معماری جدید» مطرح شده است:
    " 1- پیلوتی: جستجوهای پیاپی و سرسختانه به پدیده های ضعیفی که می توان آن را همانند دست آوردهای لابراتور در نظر گرفت، منتهی شده است. نتایج بدست آمده چشم اندازهای تازه یی در برابر معماری می گشاید. این چشم اندازها می توانند در شهرسازی به عنوان ابزارهایی برای مداوای بیماری بزرگ شهرهای فعلی به کار آیند. خانه روی پیلوتی! خانه در خاک فرو رفته و فضاها تاریک و بیشتر نمناک بودند. بتون آرمه پیلوتی را به ما می دهد. خانه در فضا و دور از زمین برپا می شود. باغ از زیر خانه می گذرد. باغ هم روی خانه است، هم روی بام.
    2- بام- باغچه: از قرن ها پیش تا زمانی که خانه به وسیله بخاری گرم می شد، شیروانی سنتی، زمستان را با قشری از برف تحمل می کرد. با نصب شوفاژ سانترال، شیروانی دیگر مناسب نیست. بام نباید برجسته بلکه باید فرو رفته باشد. آب را باید به طرف داخل و نه به بیرون ریخت. واقعیت غیر قابل انکار آب و هوای سرد، حذف سقف شیبدار را الزامی و احداث بام- باغچه ی گود و هدایت آب به طرف داخل را بر می انگیزد. سیمان مسلح مصالحی است که ساخت سقف های منسجم را ممکن می سازد. انبساط بتن آرمه شدید است. انبساط باعث ترک خوردگی ساختمان در ساعات تغییرات شدید آب و هوایی می شود.
    به جای سعی در تخلیه سریع آب باران باید سعی در نگاهداری رطوبت ثابت روی بتون بام و حفظ حرارت منظم در بتون آرمه کرد. عامل حفاظتی خاص، ماسه پوشیده از «دال» های ضخیم سیمانی با فواصل باز است. در این فاصله ها چمن کاشته می شود. ماسه و ریشه ها باعث کندی نفوذ آب می شوند. بام- باغچه ها از گل، درختچه و درخت ها و چمن سرشار می شود. دلایل فنی، اقتصادی و آسایش و دلایل احساسی، ما را به انتخاب بام مسطح بر می آنگیزد.
    3- پلان آزاد: تا امروز دیوارهای باربر از زمین آغاز شده، بر روی یکدیگر قرار گرفته و طبقات را از همکف تا زیر شیروانی تشکیل می دادند. پلان، اسیر دیوارهای باربر است. بتون آرمه، پلان آزاد را به خانه می آورد. طبقات دیگر بوسیله ی دیوارها بر هم منطبق نیستند، طبقات آزادند. صرفه جویی زیاد در حجم ساخته شده، استفاده جدی از هر سانتی متر، صرفه جویی در هزینه… راسیونالیسم آسان پلان جدید.

    4- پنجره های طولی: پنجره یکی از عناصر اصلی ساختمان است. پیشرفت، آزادی را به ارمغان می آورد. بتون آرمه، انقلابی در تاریخ پنجره به پا می کند. پنجره ها می توانند از سویی تا سوی دیگر نما قرار گیرند. پنجره نمونه عنصر مکانیکی خانه است. برای تمام خانه های باشکوه، تمام ویلاها، تمام خانه های کارگری و خانه های اجاره ایی…

    5- نمای آزاد: ستون ها با فاصله از نما و در درون خانه و سقف به صورت کنسولی امتداد می یابد. نماها تنها اعضای سبکی تشکیل شده از دیوارهای محافظ و یا پنجره ها هستند. نما آزاد است و پنجره ها بدون قطع شدن می توانند از یک سو تا سوی دیگر نما قرار گیرند. " (بنه ولو: 1377؛ 66)
    لوکوربوزیه در مورد مفهوم خانه نوشته است:
    " مسئله ی خانه، مسئله ی این عصر است. تعادل جامعه ی امروز به آن وابسته است. نخستین وظیفه ی معماری در این دوره ی بازسازی، بازنگری ارزش ها و بازنگری عناصر سازنده ی خانه است. تولید انبوه مبتنی بر تحلیل و تجربه است. صنعت در مقیاس وسیع باید به ساختمان توجه کند و عناصر خانه را بر پایه ی تولید انبوه استوار سازد. ما باید روح تولید انبوه را خلق کنیم. روح ساختن خانه های تولید انبوه. روح زندگی درخانه های تولید انبوه. روح درک خانه های تولید انبوه. اگر از قلب ها و ذهن های مان همه ی مفاهیم مرده درباره ی خانه را بزداییم و به مسئله از دیدگاهی انتقادی بنگریم، به «خانه – ماشین»، به خانه ی تولید انبوه خواهیم رسید، که همان گونه سالم (از نظر اخلاقی نیز) و زیباست که ابزار و وسایل کارآیی که همراه زندگی ما هستند، زیبایند."( لوکوربوزیه؛ 1381: 206)

    " هواپیما محصول گزینش دقیق است. درس هواپیما در منطقی قراردارد که بر طرح مسئله و تحقق آن حاکم بود. مسئله ی خانه هنوز مطرح نشده است. مع هذا یقیناً معیارهایی برای خانه ی مسکونی وجود دارد. ماشین آلات در خودش حاوی عامل اقتصاد است که به سوی انتخاب سوق می دهد. خانه ماشینی است برای زندگی کردن در آن."( لوکوربوزیه؛ 1381: 204)
    او در نهایت عناصر تشکیل دهنده ی معماری را چنین معرفی نموده است: "عناصر معماری نور و سایه، دیوارها و فضا هستند. انسان با چشم هایش که 5 فوت و 6 اینچ (165 سانتیمتر) از زمین فاصله دارند به آفرینش معماری نگاه می کند. شخص فقط می تواند با اهدافی که چشم می تواند درک کند و مقاصدی که عناصر معماری را به حساب می آورند سر و کار داشته باشد. اگر مقاصدی جلوه گر شدند که به زبان معماری سخن نمی گویند، شما با توهم نقشه روبرو می شوید. شما از قواعد حاکم بر نقشه، از طریق خطای درک یا از طریق تمایلی به سوی نمایش تهی، تخطی می کنید."( لوکوربوزیه؛ 1381: 205) "جامعه ی انسانی نمی تواند تحمل بکند که خانواده ها از نور آفتاب محروم بوده و به این طریق محکوم به بی حالی و بی جانی گردند. طرح هایی که حتی یک واحد مسکونی را در مجموعه ی خانه هایی که در بر می گیرند، به علت رو به شمال بودن از آفتاب محروم می کنند و یا آپارتمانی را در سایه ی بناهای مجاور قرار داده و سبب محرومیت آن از نور آفتاب می گردنند، می بایست قویاً مردود شناخته شوند. لازم است که از همه ی سازندگان بناهای مسکونی خواسته شود که نمودار آفتاب گیری اتاق های منازل طرح های خود را در ساعات مختلف کوتاه ترین روز سال و تغییر فصل ارائه بدهند و ثابت کنند که این منازل امکان حداقل دو ساعت آفتاب گیری را دارند.
    هرگاه این امر صورت نگیرد، نمی بایست اجازه ی ساختمان داده شود. داخل کردن نور آفتاب در خانه های مسکونی، یک وظیفه ی نو و دستوری بزرگ برای آرشیتکت می باشد."(لوکوربوزیه؛ 1355: 104)

    او در مورد معیار های داوری فضاهای شهری هم نوشته است:"چهارمین کنگره ی بین المللی معماری مدرن که در آتن تشکیل شد این اصل را تثبیت کرد. آفتاب، سبزه و فضای باز سه عنصر اصلی شهرسازی هستند. تبعیت از این اصل امکان می دهد که وضع موجود را قضاوت کنیم و پیش نهادهای تازه را، از یک دیدگاه حقیقتاً انسانی، مورد ارزیابی قرار دهیم."(لوکوربوزیه؛ 1355: 91و92)
    [دسترسی به لینک ها فقط برای اعضای انجمن امکان پذیر می باشد . همین حالا ثبت نام کنید]



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اطلاعات تماس با نقش نگار
جهت ارتباط با مديریت نقش نگار می توانید از اطلاعات زیر استفاده نمایید .
Email : sirousb@gmail.com
Tell : 09101414214 سیروس برادران
کليه حقوق مادي و معنوي براي نقش نگار محفوظ مي باشد .