معماری منظر غار کرفتو

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: معماری منظر غار کرفتو

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    26.01.2011
    عنوان کاربر
    مدیر ارشد سایت
    ميانگين پست در روز
    0.90
    نوشته ها
    1,928
    تشکر ها
    7,211
    از این کاربر 6,834 بار در 1,763 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر

    معماری منظر غار کرفتو

    سید امید کیمیایی
    آرش غفاری میاب


    پیش گفتار
    غار مهاباد سکونتگاهی جمعی در استان آذربایجان غربی است که مربوط به دوران آغازین زندگی بشر میباشد.در این یادداشت سعی بز آن بوده است تا با ارائه الگویی به بررسی تفاوتهای نحوه دیدن و مشاهده کردن به مناظر اطراف بپردازیم.
    کلمات کلیدی
    نظر، دیدن، مشاهده کردن، منظر، غار کرفتو، سقف، معماری
    چشم معصوم نیست
    در هنگام گردش در دالانها و راهروهای غار کرفتو شکل و مورفولوژی غار و همزمان روایت زندگی در این غار آنچنان برای انسان امروزی عجیب است که حتی تصور زندگی در چنین محیطی بعد از اندک زمانی از خاطر کاملا پاک میشود و انسان امروزی بیشتر شیفته الگوهای مورفولوژیک و شکل هندسی آمیخته های سنگی این توده های رسوبی میشود.
    حتی در ابتدای ورود تصوراتی به اشتباه از غار همچون کاربری غار در ذهن شکل میگیرد در حقیقت چشم انسان معصوم نیست و بین دیدن و مشاهده کردن تفاوت وجود دارد.آنچنانکه لوکوربوزیه در سفر خود به بلژیک از هرم های عظیمی که در آن کشوراند شگفت زده شد.وقتی خوب توجه کرد و دریافت که آنها توده های بی ارزش ضایعات معدن اند شور و شوقش زایل شد.
    در حقیقت بین ظاهر یک چیز و کیفیت اندیشه ای که همان چیز ممکن است برانگیزد تفاوتهای بسیاری وجود دارد و یقینأ بین کیفیت اندیشه انسان امروزی از یک چیز با انسان آن زمان به واسطه انتظارات متفاوت تفاوتهای اساسی وجود دارد.چشم دوختن دربردارنده تجربیات و آگاهی ها و توقعات پنهان است.در حقیقت ادراک بیطرفانه نیست و ما مدام آنچه را که میبینیم با موقعیتهایی که پیشتر دیده ایم و درک کرده ایم وهمچنین ارزش آنها در حیات روزمره خودمان مقایسه میکنیم.
    این همان چیزی است که مشاهدات علمی-ادراکی را بی ثبات میسازد و قوانین گشتالت که به بررسی الگوهایی در زمینه شکل میپردازد را ناکامل میکند.ویژگی تصویری از راه آشنایی و قرابتی که ما با انگاره یا ایماژی خاص داریم و نیز از طریق مفهوم نهفته در آن تقویت میگردد.


    ما در واقع انگاره های معنی دار را به دیگر اطلاعاتی که از میدان نگاه می آیند ترجیح میدهیم.
    چنین چیزی هنگامی مصداق میابد که ما برای مثال تنها جزئی از یک تصویر مثل تنها تصویر لبخند مونالیزا از تابلوی معروف یا تصویر محوشده ای از آن را را مشاهده کنیم به واقع کل آن تابلو در ذهن ما می آید.در آن هنگام است که ما آنچه را که در آن چشم داریم نمیبینیم بلکه آنچه را که توقع داریم پیدا میکنیم به همین جهت در هنگام گردش در غار آنچنانکه زمین و یا سنگ و حتی نیروی جاذبه برای ما معنا پیدا میکند برای پیشینیان ساکن در این غار متفاوت بوده است.
    در کل اعصار تاریخ هیچ چیز پیش بینی شدنی نبوده است و همه چیز پیوسته در حال تغییر است.هوش منتظر واقعیت نمی ماند و به طور طبیعی هرکسی انتظار چیزهای نامنتظره را میکشد.
    در واقع حافظه ما بر ادراکاتمان نقش دارد و بر قضاوتهای ما به شکلی فراتر از حقایق عینی تاثیر میگذارد.پزشکان میتوانند ناهنجاریها را که به کمک اشعه ایکس عکسبرداری شده است تشخیص دهند در حالیکه ما تصویری کلی از تکه های تاریک و روشن میبینیم.پزشک یاد گرفته است هنجارها را بشناسد.
    اعراب بادیه نشین میتوانند از فاصله دور پی به وجود گله های شتر ببرند در حالیکه برای ما آن موقعیت تا چشم کار میکند سنگ و بستر بیابان است.این مساله در واقع برای عرب بادیه نشین در ارتباط با بقایش است.
    در واقع اگر بخواهیم هوشیارانه و آگاهانه این تفاوتها را در محیط به وجود بیاوریم در واقع نگاه معمارانه را در محیط مصنوع اعمال کرده ایم.به همان صورت که یک عرب نسبت به نشانه های در بیابان حساس است یک عامل معماری یا به قولی معمار نسبت به نشانه ها در محیط خود حساس است و در واقع تیز بینانه تر این تفاوتها را قائل میشود.ویژگی های تصویری موجود در غار کرفتو در نگاه معمارانه نمایش خالصی از نیازهای بشر ابتدایی برای زندگی است.در واقع بع به هتگام دیدن این محیط تنها نباید محدود به سطوح مرئی شد بلکه چیزهای نامرئی دیده میشود.برای توضیح بیشتر برای هر فرد مناظر و شهرها و ساختمانها بخشی از تجارب بصری روزمره هر فرد را تشکیل میدهد و چنین نیشت که فقط برای معماران رزرو شده باشد که البته بیشتر این برداشتها به واسطه شهودی بودن به صورت مبهم و کلی میباشد.
    به طور کلی تجارب شخصی افراد بسته به قوانین بصری و ارزشهای فرهنگی و تجارب شخصی دارد و یا حتی انگیزه ای که برای رفتن به شهر دارد برای مثال وقتی برای دیدن یک نمایش به شهر میرود تحت تاثیر آن قرار میگیرد.
    در واقع معماری منظر غار کرفتو شامل بسیاری نکات بود که افراد عادی قادر به دیدن آن نیستند و نگاه معمارانه به آن نکات بسیاری را برای ما روشن میکند.نگاهی که باید نیت و قصد آنچه را که برپا شده است دریابد و حتی آمیختگی آن را در طول زمان با یاد و خاطره افراد کشف کند.به عنوان یک نمونه معماری و الگوی شکلی سقف را در غار کرفتو بررسی میکنیم.
    عناصر معماری غار کرفتو
    در غار کرفتو شاهد آن هستیم که سقف به صورت مجزا از دیواره ها تعریف نشده است بلکه در یک فرم پیوسته سقف در امتداد کف است.در واقع سقف قرینه مکمل کف است.اگر بنا به داشتن نقش سرپناه باشد و همچنین الزامات ساخت وساز مطرح باشد کاربرد آن فقط با کف همراه است که معنا میابد.سقف در غار کرفتو از جنس مصالح کف و تراشیده شده در سنگها میباشد و کف و سقف باهم به شکل قرینه دارای معنا میباشند.
    اما سقف میتواند دربردارنده مفاهیم و معانی فراطبیعی تری نیز باشد.اینکه جابجاشدن آن بعید لست و بیشتر اوقات هم دور از دسترس است آن را به محلی برای بیان رویاها و آرزوها و مقاصد روحانی بدل میکند.و مساله دیگر آن است که سقف در حکم آسمان است.برای پیشینیان نزول آب و یا دیگر نزولات آسمانی گاها حکم مرگ و زندگی داشته است و زندگی ایشان به این امر وابسته بوده است.آنچنانکه الهه های آسمانی و زمینی برای خود میساختند.به همین جهت سقف میتواند در حکم جز معناداری برای ایشان باشد وکه به همین جهت است که دیوار نبشته ها که از شیوه های بدون مقدمه است جایشان در سقف نیست.
    در همین غار شاهد برخورد متفاوتی با سقف هستیم آنچنانکه در دوره ایلخانی شاهد دیواره هایی هستیم مشابه شکل امروزی که به صورت قائمه به سقف منتهی میشود و همینزور در مورد آنها به همان دلیل اول که پیشتر ذکر شد شاهد تبدیل سقف به مکان مناسبی برای گچ بریها هستیم که این بار به جهت الگوهای تحت تاثیر شرق دور و همین طور اسلام شاهد الگوهای شکلی خاصی در این مورد هستیم.
    در واقع با گذر زمان که انسان حس نظم را درک میکند این درک منجر به نظم دهی و پرداخت در شکل و نحوه چگونگی رسیدن سقف به دیواره ها میشود.دیواره ها علاوه بر نقش سازه ای به صورت جداکننده فضاها عمل میکنند و امکان زیست برای بشر راحتتر فراهم میشود و حس امنیت که یکی از اساسی ترین عناصر موثر برای آرامش است را فراهم میکند.
    اما در مورد کف بیشتر از سقف و دیواره ها دربردارنده مفهوم کاربردی است.باید بتوان بر روی آن از این سو به آن سو حرکت کرد و چیزهای مختلف بر روی آن قرار داد .جاذبه زمین به همین واسطه و تحمل زندگی و حمایت از آن نقشی همسو به کف بخشیده است و به همین دلیل کف زمین کمتر از سقف و دیواره ها دستکاری میشود.در واقع جهت دهی آنها برای شکل دادن به عناصر معماری تحت تاثیر قانون جاذبه را به وضوح میتوان در شکل عناصر معماری این غار مشاهده کرد و شاهد کنتراست اساسی بین عناصر افقی و عمودی در این غار در دوره های مختلف زمانی هستیم.


    برگرفته از:manzar.ws
    [دسترسی به لینک ها فقط برای اعضای انجمن امکان پذیر می باشد . همین حالا ثبت نام کنید]



  2. کاربر مقابل از Mehraz عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    sirousb (06.04.2011)

  3. # ADS
    تبلیغات در مدار
    تاریخ عضویت
    همیشه
    نوشته ها
    بسیاری

     

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اطلاعات تماس با نقش نگار
جهت ارتباط با مديریت نقش نگار می توانید از اطلاعات زیر استفاده نمایید .
Email : sirousb@gmail.com
Tell : 09101414214 سیروس برادران
کليه حقوق مادي و معنوي براي نقش نگار محفوظ مي باشد .