مدرنیسم به شیوه رم کولهاس

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: مدرنیسم به شیوه رم کولهاس

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    01.08.2011
    عنوان کاربر
    ناظم انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.47
    نوشته ها
    1,435
    تشکر ها
    3,883
    از این کاربر 3,845 بار در 838 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر

    مدرنیسم به شیوه رم کولهاس



    سال 1988، هفت معمار (برنارد چومي، فرانک گه‌ري، پيتر آيزنمن، ولف پريکس، زاها حديد، دانيل ليبسکيند و رم کولهاس) در موزه هنرهاي معاصر نيويورک نمايشگاهي برپاکردند به نام «ديکانستراکتيويست آرکيتکتچر». دانيل ليبسکيند در حاشيه اين نمايشگاه در مصاحبه‌اي مي‌گويد: «ما در يک وضعيت آستانه‌اي قرار داريم، سرآغازي که مي‌گويد مدرنيسم واقعا چيست، ما به‌انتهاي مدرنيسم، آن‌گونه که پست‌مدرنيسم ادعا مي‌کند نرسيده‌ايم. آن‌چه در آينده اتفاق خواهد افتاد بازگشتي خواهد بود به عميق‌ترين پي‌آيندهاي مدرنيزاسيون»
    اشاره به «بازگشت» 15سال بعد در مواضع يکي ديگر از شرکت‌کنندگان در آن نمايشگاه دوباره آشكار مي‌شود. اين بار اما در کنفرانس «وضعيت معماري در آستانه قرن بيست‌و‌يکم»، کنفرانسي که در سال‌2003 در دانشگاه کلمبيا برگزار شد. برنارد چومي در مراسم افتتاح کنفرانس به سال‌هاي آغازين قرن بيستم، سال‌هاي 1909 و 1912 اشاره مي‌کند؛ سال‌هايي که به گمان او - و به گواه تاريخ - کاملا تحت‌تاثير مانيفست‌هاي پرشور صورت‌بندي شده‌اند و با فروپاشي اين مانيفست‌ها؛ «امروز در آغاز قرن بيست‌و‌يکم اگر شما از خودتان بپرسيد زمانه به‌دنبال چيست، خواهيد گفت دوره بازگشت همان ارزش‌هاست؛ خانواده، مذهب، دولت و ملي‌گرايي، ارزش‌هايي که به نظر فروريخته بودند».
    هستي‌شناسي رم کولهاس در قامت يکي از تاثيرگذارترين‌هاي جريان اواخر دهه60 که در اروپا شکل گرفت و در دهه‌هاي70 و 80 ضمن نهادسازي به غور عميق در نظريه معماري و عملا بازنويسي آن پرداخت و در دهه90 توانست وارد بازار حرفه‌اي معماري شود، نيز بر قرار ايده بازگشت قابل تدقيق است؛ بازگشتي که مدرنيسم ‌- به‌عنوان مهم‌ترين مولفه محل نزاع طي 40سال اخير ـ هسته اصلي‌اش را شکل مي‌دهد؛ اما چگونه بازگشتي؟ از کدام رويکرد به کدام رويکرد؟
    دهه 70، دهه زوال و تباهي اصليت، نبوغ هنري، دست‌ساخت‌هاي خبرگان هنري، رهايي از وسايل تثبيت‌شده بيان و تصور قدسيت شيء هنري است، نوعي بازگشت به ارزش‌هاي سوررئاليستي دهه 1910 که مخصوصا در «حاضر و آماده‌هاي» مارسل دوشان تبلور مي‌يابند و مصداقي از وضعيت در حال تغيير ساخت و تجربه هنر در دوران صنعتي را تدوين مي‌كنند، اين تلاش‌ها در معماري نيز به گواه کيت نس‌بيت در آثار معماراني همچون الدو رسي، برنارد چومي و رم کولهاس پيگيري شدند.
    در کنار اين بازگشت که در مواجهه با چگونگي حدوث شيء معمارانه صورت‌بندي مي‌شود، آن‌چه بيش از اندازه رم کولهاس را از هم‌عصرانش متمايز مي‌سازد چگونگي تعامل او با شهر است، در حوزه شهري نيز رم کولهاس مويد تام و تمام بازگشت است، دهه‌60 ميلادي با چاپ کتاب «مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ امريکايي» نوشته جين جيکوبز آغاز مي‌شود. او در اين کتاب با پافشاري بر اين گزاره که برنامه‌ريزي مدرن قادر به پيش‌بيني نتايج حاصل از مدرنيته و طبيعتا مدرنيزاسيون نيست ضمن رد ريشه‌اي آرا و نظريات مدرنيست‌هايي همچون لوکوربوزيه و ابنزر‌ها وارد در حوزه شهري بر ضرورت تجديد‌نظر در الگوهاي طراحي و برنامه‌ريزي مواجه با شهر تاکيد مي‌کند. به‌دنبال اين کتاب، نقد شهر مدرن بر چهار گرايش عمده شکل مي‌گيرد:
    1- نوسنتگرايان کلاسيک‌مآب اروپايي همچون الدو رسي و لئون و راب کرير که بر بازسازي‌هاي مسلکي بزرگ مقياس با بن‌مايه‌اي اتوپيايي متمسک مي‌شوند.
    2- زمينه يا بسترگراياني همچون توماس شوماخر که عملا تلاششان را بر متناسب‌سازي با شرايط موجود متمرکز مي‌سازند.
    3- پوپوليست‌هاي بدبيني همچون رابرت ونتوري و دنيس اسکات براون که بعدها پست‌مدرن خوانده شدند و با کتاب از «لاس‌وگاس بياموزيم» ضمن تمرکز بر گذشته، بر محلي‌گرايي و رهاشدن از قيود بسته و دوتايي و سياه‌ سفيد مدرنيسم تاکيد کردند.
    4- رم کولهاس که بر خلاف جو رايج و سه گرايش پيش‌گفته روي مفاهيمي چون ظهور مجدد منهتنيسم، تفوق شبکه بر توپوگرافي که بيانگر تفوق ساختار رواني بر واقعيت است و استيلاي بر طبيعت تاکيد مي‌کند. منهتن مورد اشاره رم كولهاس دفاع از مدرنيسمي است که او خواهان بازگشت به آن است، نه مدرنيسم واقعا به‌اجرا درآمده موجود. چرا که او وضعيت موجود را باقي‌مانده آن چيزي مي‌داند که روزي غرب آن را پيشرفت مي‌خواند. کولهاس برآيند آموزشي اروپايي- امريکايي است. او در سال‌1968 وارد‌ مدرسه AA در لندن شد و پس از آن براي ادامه تحصيل در سال‌1972 به کرنل در نيويورک رفت. به‌دنبال اين زمينه است که پس از تثبيت شهر به‌مثابه ماشين پيچيده اجتماعي، مفاهيمي همچون عظمت و تراکم را متاثر از برنامه‌ريزي شهري امريکايي با پادسنتزي از نگره‌هاي پيش‌آمده اروپايي سامان معمارانه مي‌دهد، او با تدوين شهر ژنريک بر موجوديت کم‌و‌بيش غير‌قابل‌تغيير کلان واقعيت پذيرفته شده‌اي به نام شهر موجود ـ و غالبا اروپايي ـ صحه مي‌گذارد و ضمن ارائه تعريفي اجتماعي از مفهوم ـ از نظر تاريخي مکانيکي ـ تراکم نشان مي‌دهد ساختمان‌ها شکل خود را نه به‌واسطه اصالت کارکردشان که به‌واسطه مقياس‌شان و نقشي که در شهر ايفا مي‌کنند پيدا خواهند کرد، او نشان مي‌دهد که از طريق دستکاري ماهرانه در مقياس، معماري در موضعي تدقيق مي‌شود که نهايتا بتواند به اجتماعي خدمت کند که به‌وسيله فرهنگ جمعي تعريف شود، معماري در اين رويکرد صرفا وسيله عموميت دادن است و اين‌گونه است که معماري و شهرسازي کولهاس بر مدار مفهوم عظمت در افق يکديگر همدست و همراستا و همتراز مي‌شود، چرا که عظمت در جامعه اتميزه شده و شخصي، امکاني است براي بازآرايي و سازمان‌دهي مجدد جهاني اجتماعي درون شهر؛ عملا شهري است درون شهر. عظمت نه‌تنها پتانسيلي است براي بازسازي کليت‌هاي از دست رفته که تلاشي است براي احياي امر واقع. ابداع مجدد امر جمعي و فراهم آوردن امکان حدوث با‌هم‌بودگي حداکثري، کلان‌سازه‌هاي تحت‌شمول عظمت در شهرهايي که خيابان صرفا يک نام و عنصر سازماني در ساختار کلي شهر است، کارکرد خيابان و ميدان را بازي مي‌کند و اين‌گونه‌شناسي از کلان‌سازه‌هاي شهري نه‌تنها بازگشت به ايده‌هاي متهورانه، خوشنوا و متعهدانه فوتوريستي سنت الياست، بلکه با تزريق شدن در شهر در قامت زندگي اثري عظيم در دل شهر موجود، بازگشت به شهري است که جين جيکوبز در کتابش به‌دنبال آن مي‌گشت؛ شهري عميقا شهري شده.
    جز اين‌ها رم کولهاس با اين رويکرد صورتي از عمل معماري را شکل مي‌دهد که در يک بازگشت تاريخي تنها در روح شهري آثار برامانته، ميکل آنژ، برنيني و برامانته قابل مشاهده است؛ تحت‌شمول آوردن مرزهاي شهرسازي توسط معماري و البته بايد يادآور شد که تمامي اين بزرگان خود در دوره‌اي مي‌زيسته‌اند که مردم در شرف تجربه زندگي مدرن بوده‌اند و مدرنيته در بسط وسيع و سه‌گانه تاريخي‌اش در حال نضج گرفتن در اولين پرداخت‌هايش بوده است.
    جدا از تعاملات شهري براي مواجهه با اثر معمارانه رم کولهاس بايد ايده بازگشت را ثقل تحليل قرار داد، نوعي کنجکاوي عتيقه‌شناسانه روي دريافت دوباره مدرنيسم از دل خرابه‌هاي به‌جاي مانده از مواجهه نه‌چندان انتقادي مدرنيته و مدرنيزاسيون. شايد از همين روست که رم کولهاس خود را ماشين انتقاد مي‌خواند. امکان ارائه تحليل اما در گرو بازگشت درون همين متن است: ساختار رواني، قلمروهاي جدا، برنامه و پيچيدگي شايد تاثيرگذارترين مفاهيمي باشند که بتوانند در خدمت تحليل معماري رم کولهاس قرار گيرند و البته بايد پذيرفت رويکرد وي در استفاده از اين مفاهيم، بافت کثرت‌گراي بي‌شماري است متشکل از علم، اخلاقيات، زيبايي‌شناسي، فلسفه، خرد؛ نوعي وحدت گشوده. بر قوام چنين چينشي است که او خود را از فلسفه‌هاي کارتزيني به سبب متصلب و رخنه‌ناپذيري‌اش دور مي‌کند، جلوه‌هاي افراطي خرد کاذب را کاهش داده و وظايف اخلاقي آن را کنار مي‌نهد و آرام‌آرام از آن مبناي دکارتي منضبط به نظم باستاني ذهن خارج و به دنياي ناخودآگاه مبنا، زيست‌مايه‌خواه و تمنامحور فرويدي وارد مي‌شود، دنيايي که در آن نيروهاي خرد عرصه را به تمنيات ريشه‌دار واگذار کرده‌اند، از اين رهگذر است که رم کولهاس معماري را وارد ماجرا- در گفتماني سوررئاليستي - مي‌کند و حين غوطه خوردن براي يافت چيزي تازه، به ماجراجويي در لايه‌هاي سيال زبان مي‌پردازد. اين زبان وقتي مهندسي مي‌شود به هندسه‌اي نادر مي‌انجامد - چرا که واقعيت امروزه آنچنان پيچيده است که فهمش به‌ندرت حادث مي‌شود ‌- که به ناگاه و شايد از سر اتفاق متجسد شده است و بر اين قرار از کارکردگرايي عقلاني به کليت‌هاي انعطاف‌پذيري اجراکننده فضاکنش‌ها مي‌رسد، تا فرم و کارکرد به عوض طرد و تقابل، متشکله يکديگر شوند که اين نيز بازگشتي است به اصل روايت مدرنيسم که سال‌ها تحت‌عنوان فرم از کارکرد تبعيت مي‌کند مخدوش شده بود: ساختمان، ارگانيسمي کارکردي است که در آن فرم و کارکرد تشکيل‌دهنده زندگي به منزله يک کل منسجم‌اند. اين اشيا خود‌انگيخته صنعتي بر قوام آن‌چه پيش از اين بدان اشاره رفت در کار بازنمايي رخداد نيستند، اين‌ها خود رخدادند و اين نيز تبلور سوررئاليسم در پرداختي ساختارگراست که برقرار آن خوانش معمول اشيا تغيير مي‌کند.
    رم کولهاس که با امتناع از اصول سبک‌شناختي و فرهنگي، عملا برنامه را بر معماري تفوق داده است، اين عنصر را نيز در يک رويکرد سورئاليستي ساختارگرايي وارد فرآيند طراحي مي‌کند، برنامه‌هاي بنا، فضا اشغال مي‌کنند، حجم‌ها شکل مي‌گيرند، الزامات فني بستر رعايت مي‌شوند و نهايتا ترکيب ساختاري اين احجام برنامه‌ريزي شده در فرمي باز، ناتمام و پرابهام شکل مي‌گيرد، فرمي به‌لحاظ روايي در تعليق که فاقد هر نوع وجه آرماني است و گام قطعي را به ‌سمت واقعيت - در سطح عام پذيرفته شده - برنداشته و به خود خودآگاهي نرسيده و نتوانسته مرز بين آن با غير‌خود و پيرامون را تعيين کند. بدين‌طريق ناخودآگاه فرويدي هندسي‌سازي مي‌شود، بعد حقيقي وجود معماري آشکار مي‌شود و همه چيز به سطح سحرآميز تجربه پس مي‌نشيند تا باز هم بازگشتي تحرير شود به زيبايي‌شناسي مد‌نظر فرويد در قامت يکي از واضعان وضعيت مدرن. بر سرير آن‌چه رفت هر ‌چه رم کولهاس مي‌سازد ممکن است حتي تا سرحد بي‌معنايي، بي‌تفاوتي و بي‌ايده‌اي پيش رود اما بي‌شک از نظر نوع مواجهه با مدرنيسم چه در قامت ارائه تحريري نو از آن به سبب اصالت‌خواهي جهاني‌اش قابل‌دفاع و تقدير است.
    منبع:memari.hmg.ir

    [دسترسی به لینک ها فقط برای اعضای انجمن امکان پذیر می باشد . همین حالا ثبت نام کنید]

    [دسترسی به لینک ها فقط برای اعضای انجمن امکان پذیر می باشد . همین حالا ثبت نام کنید]




  2. 2 کاربر مقابل از archi kochoolo عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    arch_1 (21.07.2012),IMMORTAL (21.07.2012)

  3. # ADS
    تبلیغات در مدار
    تاریخ عضویت
    همیشه
    نوشته ها
    بسیاری

     

موضوعات مشابه

  1. فوتوریسم و معماری
    توسط archi kochoolo در انجمن سبک ها و دوران های معماری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 23.05.2012, 18:14
  2. پسامدرنیسم از منظر واژگان
    توسط archi kochoolo در انجمن سبک ها و دوران های معماری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 23.05.2012, 18:08
  3. نمایشگاه والت دیسنی ساختمان سیندرلا
    توسط جاودشت در انجمن بانک تصاویر و فیلم عمران
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 02.10.2011, 18:53
  4. فضای شاعرانه و مینیمالیسم
    توسط Asemo0onee در انجمن مقالات ، مجلات ، کتب و سایتهای معماری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 20.02.2011, 00:22
  5. فضای شاعرانه و مینیمالیسم
    توسط Mehraz در انجمن مقالات ، مجلات ، کتب و سایتهای معماری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 29.01.2011, 17:42

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اطلاعات تماس با نقش نگار
جهت ارتباط با مديریت نقش نگار می توانید از اطلاعات زیر استفاده نمایید .
Email : sirousb@gmail.com
Tell : 09101414214 سیروس برادران
کليه حقوق مادي و معنوي براي نقش نگار محفوظ مي باشد .