پدرم! مادرم !

نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: پدرم! مادرم !

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    14.11.2011
    عنوان کاربر
    اخراج شده
    ميانگين پست در روز
    0.13
    محل سکونت
    ساری
    نوشته ها
    235
    تشکر ها
    482
    از این کاربر 971 بار در 237 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر

    پدرم! مادرم !

    پدرم! مادرم !

    آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن.
    وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
    وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...
    به سلامتي همه مادراي دنيا...


    پدرم ، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند !


    شرمنده مي کند فرزند را ، دعاي خير مادر ، در کنج خانه ي سالمندان ...


    خورشيد
    هر روز
    ديرتر از پدرم بيدار مي شود
    اما
    زودتر از او به خانه بر مي گردد !


    به سلامتيه مادرايي که با حوصله راه رفتن رو ياده بچه هاشون دادن
    ولي تو پيري بچه هاشون خجالت ميکشن ويلچرشونو هل بدن !!!


    سرم را نه ظلم مي تواند خم کند ،
    نه مرگ ،
    نه ترس ،
    سرم فقط براي بوسيدن دست هاي تو خم مي شود مادرم ؛



    سلامتيه اون پسري که...
    ..
    10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت...
    ..
    20سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت....
    ... ... ... ... ..
    30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!!
    ..
    باباش گفت چرا گريه ميکني..؟
    ..
    گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد...!


    هميشه مادر را به مداد تشبيه ميکردم
    که با هر بار تراشيده شدن، کوچک و کوچک تر ميشود…
    ولي پدر ...
    ... ... ... ...
    يک خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش را هميشه حفظ ميکند
    خم به ابرو نمياورد و خيلي سخت تر از اين حرفهاست
    فقط هيچ کس نميبيند و نميداند که چقدر ديگر ميتواند بنويسد …
    بياييد قدردان باشيم ...
    به سلامتي پدر و مادرها



    (( قند )) خون مادر بالاست .
    دلش اما هميشه (( شور )) مي زند براي ما ؛
    اشک‌هاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛
    دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مرواريد!
    حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد!
    دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش .


    دست پر مهر مادر
    تنها دستي ست،
    که اگر کوتاه از دنيا هم باشد،
    از تمام دستها بلند تر است...


    پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!
    پدر دستشو ميندازه دوره گردنه پسرش ميگه پسرم من شيرم يا تو؟
    پسر ميگه : من..!!
    ... ... ...
    پدر ميگه : پسرم من شيرم يا تو؟؟!!
    پسر ميگه : بازم من شيرم...
    پدر عصبي مشه دستشو از رو شونه پسرش بر ميداره ميگه : من شيرم يا تو!!؟؟
    پسر ميگه : بابا تو شيري...!!
    پدر ميگه : چرا بار اول و دوم گفتي من حالا ميگي تو ؟؟
    پسر گفت : آخه دفعه های قبلي دستت رو شونم بود فکر کردم يه کوه پشتمه اما حالا...
    به سلامتي هرچي پدره


    مادر
    تنها کسيست که ميتوان "دوستت دارم"‌هايش رااا باور کرد
    حتي اگر نگويد...???

    سلامتي اون پدري که شادي شو با زن و بچش تقسيم ميکنه
    اما غصه شو با سيگار و دود سيگارش!


    مادر يعني به تعداد همه روزهاي گذشته تو، صبوري! مادر يعني به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي! مادر يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي کودکانه تو، بيداري ! مادر يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد! مادر يعني بهانه در آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود!
    مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن....


    پدرم هر وقت ميگفت "درست ميشود"...
    تمام نگراني هايم به يک باره رنگ ميباخت...!

    مردان پيامبر شدند؛
    و زنان مادر؛
    قداست پيامبران را توانسته‌اند به زير سوال ببرند؛
    ولي قداست مادران را هرگز..!


    آدم پير مي شود وقتي مادرش را صــــــــــــــــــــــــ ـــــ دا ميزند اما جوابي نميشنود.........
    ممماااااااااااادددددددررر رررر.. ............

    تو 10 سالگي : " مامان ، بابا عاشقتونم"
    تو 15 سالگي : " ولم کنين "
    تو 20 سالگي : " مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم"
    ... ... ...
    تو 25 سالگي : " بايد از اين خونه بزنم بيرون"
    تو 30 سالگي : " حق با شما بود"
    تو 35 سالگي : "ميخوام برم خونه پدر و مادرم "
    تو 40 سالگي : " نميخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"
    تو هفتاد سالگي : " من حاضرم همه زندگيم رو بدم تا پدر و مادرم الان اينجا باشن ...!
    بيايد ازهمين حالا قدر پدرو مادرامونو بدونيم...
    از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست ...

    بهشت از آن مادران است در حالي که به جز پرستاري و نگهداري از فرزندان ، هيچ حق ديگري نسبت به آتها ندارند و براي بيشتر چيزها اجازه ي بابا لازم است !!!!!

    وقتي پشت سر پدرت از پله ها مياي پايين و ميبيني چقدر آهسته ميره ، ميفهمي پير شده ! وقتي داره صورتش رو اصلاح ميکنه و دستش ميلرزه ، ميفهمي پير شده ! وقتي بعد غذا يه مشت دارو ميخوره ، ميفهمي چقدر درد داره اما هيچ چي نميگه... و وقتي ميفهمي نصف موهاي سفيدش به خاطر غصه هاي تو هستش ، دلت ميخواد بميري


    اگر 4 تکه نان خيلي خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشيد
    کسي که اصلا از مزه آن نان خوشش نمي آيد (( مادر )) است

    __________________

  2. 7 کاربر مقابل از Arch3D عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    archi kochoolo (27.04.2012),arch_1 (27.04.2012),maxpin206 (29.04.2012),Mehraz (28.04.2012),saray (21.06.2012),sirousb (27.04.2012),zahra.m (27.04.2012)

  3. # ADS
    تبلیغات در مدار
    تاریخ عضویت
    همیشه
    محل سکونت
    دنیای تبلیغات
    نوشته ها
    بسیاری

     

  4. Top | #2

    تاریخ عضویت
    04.03.2012
    عنوان کاربر
    عضو معمولی
    ميانگين پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    کوچه پشتی
    نوشته ها
    17
    تشکر ها
    473
    از این کاربر 129 بار در 32 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر
    برای سلامتی همه مامان باباها صلوات...
    مرسی خیلی قشنگ بود.
    همه شبهای بارانی از یاد میروند
    این است حکایت ادم ها ، فراموشی. . . .

  5. 5 کاربر مقابل از zahra.m عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Arch3D (27.04.2012),archi kochoolo (27.04.2012),arch_1 (28.04.2012),Mehraz (28.04.2012),sirousb (27.04.2012)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اطلاعات تماس با نقش نگار
جهت ارتباط با مديریت نقش نگار می توانید از اطلاعات زیر استفاده نمایید .
Email : sirousb@gmail.com
Tell : 09101414214 سیروس برادران
کليه حقوق مادي و معنوي براي نقش نگار محفوظ مي باشد .