Fight club کسی این فیلم رو دیده ؟؟ نکته خیلی خیلی جالب !!!!

نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: Fight club کسی این فیلم رو دیده ؟؟ نکته خیلی خیلی جالب !!!!

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    27.02.2011
    عنوان کاربر
    عضو کارآمد
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    124
    تشکر ها
    206
    از این کاربر 494 بار در 115 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر

    مطلب جدید Fight club کسی این فیلم رو دیده ؟؟ نکته خیلی خیلی جالب !!!!

    نام فیلم : کلوب مبارزه Fight Club

    تهیه کننده : Ross Grayson Bell
    کارگردان : David Fincher
    نویسنده : Chuck Palahniuk
    موزیک متن Dust Brothers
    فیلمبردار: Jeff Cronenweth
    انتخاب بازیگر: Laray Mayfield
    کارگردان هنری: Chris Gorak
    طراح صحنه و لباس: Michael Kaplan
    تدوین : James Haygood
    ژانر: درام –رازآلود
    تاریخ نمایش: 15 October 1999 در آمریکا
    بودجه : 63 میلیون دلار
    فروش در اولین هفته : 11 هزار دلار


    بازیگران
    Edward Norton : نوراتور
    Brad Pitt : تایلر دوردن
    Helena Bonham Carter : مارلا سینگر
    Meat Loaf : باب
    Zach Grenier : ریچارد چسلر

    IMDB Rate : 8.8 از 10 از بین 466276 رای .
    افتخارات
    نامزدی در اسکار برای : بهترین صدا گذاری و بهترین افکت صدا
    نامزدی در 14 جایزه مختلف و برنده شدن در 4 جایزه



    *****************

    به تصاویری که میزارم دقت کنید * میخوام بدونم حین دیدن فیلم متوجه این صحنه ها شدید ؟؟؟ بخصوص آخرین سکانس فیلم دقیقه 2:15

    این فرم ها توی صدم ثانیه رد میشه ... من خودم فکر کردم مشکل از فیلمه... کافیه یکم دقت کنید !!!

    عکس سکانس رو آخر بدلیل مورد دار بودن نذاشتم !!!










  2. 2 کاربر مقابل از hesamer عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    arch_1 (24.04.2012),sirousb (24.04.2012)

  3. # ADS
    تبلیغات در مدار
    تاریخ عضویت
    همیشه
    نوشته ها
    بسیاری

     

  4. Top | #2

    تاریخ عضویت
    26.01.2011
    عنوان کاربر
    مدیر ارشد سایت
    ميانگين پست در روز
    1.16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,492
    تشکر ها
    7,839
    از این کاربر 8,558 بار در 2,286 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر
    والا من که متوجه هیچی نشدم اما واجب شد فیلمو ببینم چیه قضیه خوشم میاد ازین کشف ها :دی





  5. 2 کاربر مقابل از sirousb عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    arch_1 (24.04.2012),hesamer (24.04.2012)

  6. Top | #3

    تاریخ عضویت
    07.08.2011
    عنوان کاربر
    عضو کارآمد
    ميانگين پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    282
    تشکر ها
    208
    از این کاربر 1,073 بار در 285 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر
    اگه میشه نکتشون خودتون بگید
    خیلی باید جالب باشه
    پیر شدیم ..........

  7. کاربر مقابل از mahdiazarnia عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    arch_1 (24.04.2012)

  8. Top | #4

    تاریخ عضویت
    27.02.2011
    عنوان کاربر
    عضو کارآمد
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    124
    تشکر ها
    206
    از این کاربر 494 بار در 115 ارسال تشکر شده است.
    سیستم عامل و مرورگر
    دلیل اصلی کارگردان رو از این کار نمیدونم !!!

    اما نقش برد پیت توی فیلم شخصیت دوم یه انسان دو شخصیت هستش... این فرم های جاگذاری شده توی فیلم قبل از این هستش که پیت نقشش رو شروع به بازی کردن کنه...

    یه سکانس دیگه هم هست که وقتی پسره از پله برقی میره پایین از اون سمت برد پیت داره با پله برقی میره بالا !!!

    ***


    نقد فيلم :

    باشگاه مشت زني برخلاف عنوان و ظاهر نيمه اولش فيلم بسيار سخت و پيچيده اي
    است همچون بوف كور هدايت با همان لايه ها و همان نوع نگاه تلخ و گزنده و
    همان آشوبي كه مي تواند در ئل خواننده /بيننده ايجاد كند.

    فيلم يك وهم به تمام معني است : يك Déjà vu عيني كه آرامش بيننده –و همه
    چيزهاي تثبيت شده اش –را به هم مي ريزد و زير سوال مي برد :ما كي هستيم ؟
    چي هستيم و چه ميكنيم؟ آيا هماني هستيم كه گمان ميكنيم؟ فيلم ما را به چالش
    مي طلبد و بر مي آشوباند (و خب مگر يكي از ويژگي هاي اثر هنري همين نيست؟!)

    عنوان بندي حيرت انگيز فيلم (با همراهي موسيقي فراموش مشدني) از داخل بافت
    هاي مغز مي گذردو همين طور در داخل پيچيدگي هاي سر انسان ادامه مي يابد تا
    باالخره دوربين از دهان يك نفر – كه لوله اسلحه در آن قرار گرفته است –
    بيرون مي آيد.از همين جا بر پيچيدگي اعمال انسان – با تاكيد بر پيچيدگي
    سيستم فرمان دهنده او- تاكيد مي شود چيزي كه فيلم تا به انتها بر آن بنا مي
    شود.

    جك با فلاش بك ماجرا را براي ما بازگو مي كند ماجرايي كه اصلا ساده نيست
    .صداي او – نريشن – تا انتهاي فيلم ادامه دارد.در نكاه اول – تا حدود يك و
    نيم ساعت از ابتداي فيلم – ظاهرا با يك فيلم خوش ساخت معمول درباره رابطه
    دو نفر روبه رو هستيم اما نزديك به انتها همه رشته هاي بافته شده از هم مي
    گسلد و ما درمي يابيم كه همه چيز چيزي نيست كه ما گمان مي كرديم (مثل خود
    زندگي كه شايد روزگاري –مثلا حين مرگ - بفهميم كه اصلا همه چيز جور ديگري است!)

    و فيلم به ما تلنگر مي زند. از اينجا تماشاگر – خود را در مقابل فيلمي به
    غايت پيچيده مي يابد كه اصلا سهل الوصل نيست.

    فيلم بر مبناي نوعي نهيليسم عميق و به تبع آن آثارشيسم مطلق شكل مي گيرد
    جايي كه هيچ ارزشي وجود ندارد. فيلم چنان زمان و مكان و چنين انسان هايي را
    براي ما روايت مي كند : كارمند عادي اي كه بي اختيار شهري – جهاني – را به
    آشوب مي كشد. پشت پا زدن به همه قوانيين و ترديد در همه چيزهاي تثبيت شده

    (مثلا اينكه چرا نبايد همديگر را تا سر حد مرگ كتك بزنيم يا حتي خودمان را
    با اتومبيل به جايي بكوبيم)

    مبناي جهاني است كه واقعا دلهره بر مي انگيزد و فيلم چنين جهاني را چه آسان
    – و چه دم و دست نزديك به – ما تصوير مي كند : آپوكاليپس – آخر الزمان –
    همين امروز است و دجال كنار ماست.

    انسان هاي فيلم همه به شكلي مسخ شده اند: چه خود جك چخ مارلا (كه از فرط
    اعتياد به مرگ است) و

    چه آدم هاي ديگر :نگاه كنيد به رفتار اعضاي باشگاه كه فقط فرمان مي برند و
    جملاتي را ديوانه وار تكرار

    مي كنند( صحنه داخل اتومبيل كه جك از دو نفري كه با هم به طور مكانيكي
    جملات يكساني را مي گويند مي خواهد كه خفه شوند يا صحنه اي كه در كنار جسد
    باب نام او را ديئانه وار تكرار مي كنند و اين حتي به شهري ديگر هم سرايت
    مي كند و آدم هاي مسخ شده آن شهر هم در حال تكرار همين جمله هستند)

    و فيلمساز براي روايت چنين دنيايي هيچ ملاحضه اي ندارد و بي پرده از
    تصادف(ديديد كراننبرگ)

    و بزرگراه گمشده (ديويد لينچ)شكل ديگرتر – و بهتروپخته تر – همان مضامين را
    عرضه ميكند.

    در اين راه ديويد فينچر كارگردان – با انبوهي ويدئو كليپ طراز اول و يك
    فيلم قابل توجه (بيگينه 3)

    و دو فيلم حيرت انگيز(هفت و بازي)در كارنامه خود – چنان بر تكنيك سوار است
    كه گويي دوربين فقط

    مومي است در دستانش. حركات متعدد پن و تيلت دوربين واقعا حيرت آور است و
    ضمن حساب شدگي مطلق گاه چگونگي خلق آنها خود به يك سوال بي جواب تبديل مي
    شود.جز اين فضاسازي عالي اثر همچون دو فيلم

    قبلي : هفت و بازي بهترين شكل پرداخت سينمايييك رمان را عرضه مي كند.هر چند
    نريشن ها گاه از حد خارج مي شود و ما را به دنياي ادبيات (و رماني كه فيلم
    از رويش ساخته شده) نزديك مي كند اما در عوض فضاي خلق ده - به مدد حركات
    دوربين طراحي صحنه و لباس و ميزانسن هاي به غايت حساب شده – اثر را به شدت
    سينمايي مي كند.

    احساس گرفتگي و فضاي خفقان آور (كه با نمايش اتق ها و راهرو هاي تنگ و بسته
    ايجاد مي شود) و همراهي چهره هاي غالبا بي حس و مغموم انسان ها (به مدد
    بازي درخشان ادوارد نورتون هلنا بونهم براد پيت و حتي سياه لشكرها )همه آن
    جهان آپوكاليپتك مورد نظر كارگردان را به تماشاگر منتقل مي كند(ضمن

    اينكه دقت كنيد به جزئيات مثلا رنگ قرمز كه موتيف فيلم است رنگ خون هايي
    كه مدام از انسان ها ريخته ميشود و مشخصه شخصيت شر : باكاپشن كفش و اتومبيل
    قرمز رنگ).

    وفيلمساز تا پايان فيلمش به به تماشاگر باج نمي دهد .آخرين سكانس فيلم هم
    در ادامه تفكر حاكم كليت بر آن

    صحنه اي است پس تلخ و عجيب و حتي غير قابل باور.

    نيمه خوب وجود جك مي ميرد و نيمه شر او- كه آرام آرام بر او مستولي شده –
    مي تواند به طور كامل جلوي او را بگيرد.ديگر نيازي نيست كه تايلر را
    ببينيم.حالا او كاملا به شكل جك در آمده و مي تواند آسوده و ويران شدن
    آسمان خراشها را تماشا كند.

    آخرين حرفهاي او با مارلا هم كاملا طعنه آميز است:( به من اعتماد كن :همه
    چيز درست مي شود.)و ناگهان انفجار. همين ميزان سياهي - و آنارشي – براي
    فينچر ظاهرا كافي نيست و
    در نتيجه او نماي كوچكي از يك فيلم ناجور را در
    صحنه انتهايي جاسازي مي كند و ما را براي لحظه اي – اگر خوب دقت كنيم –
    شاهد آن هستيم
    يعني همان كاري كه تايلر با تماشاگران سينما مي كرد.پس شايد
    تايلر كسي نيست جز خود فيلمساز يا حتي خود ما!


    در آخر ميشود گفت فينچر يكي از آن دسته كارگرداناني است كه با سبك و سياق
    خود ش- كه او را با بقيه فيلمسازها –جدا مي كند فيلم مي سازد و همينطور پله
    هاي ترقي راطي مي كند و به شخصه اين توصيه را به شما مي كنم كه فيلم هاي
    اورا ببينيد چون در سبك هاي مختلفي فيلم ساخته مثلا هفت و بازيو حتي همين
    فيلم . ديويد فينچر امسال هم يك فيلم ساخته به نامزودياكاز آنجا كه معلوم
    است فيلم خوبي از آب در آمده مخصوصا با آن پايان غافلگيرانه اش.

  9. 2 کاربر مقابل از hesamer عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    arch_1 (24.04.2012),sirousb (24.04.2012)

موضوعات مشابه

  1. تفاوت دیوار برشی و قاب خمشی چیه؟؟
    توسط id4idme در انجمن پرسش و پاسخ
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: 21.10.2012, 15:25
  2. راستي ، شما از زندگي چي فهميدين؟؟
    توسط Ziba در انجمن حرف های نقش و نگاری
    پاسخ: 30
    آخرين نوشته: 25.07.2012, 01:48
  3. دقت کردینــ...؟؟
    توسط Ziba در انجمن محفل نقش نگاری ها
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 23.03.2012, 21:19
  4. مقصر کیست ؟؟
    توسط Ziba در انجمن بانک تصاویر و فیلم عمران
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 01.03.2012, 22:25
  5. بتن بهتر است يا فولاد ...؟؟
    توسط Ziba در انجمن مقالات و کتب عمران
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 01.10.2011, 16:06

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اطلاعات تماس با نقش نگار
جهت ارتباط با مديریت نقش نگار می توانید از اطلاعات زیر استفاده نمایید .
Email : sirousb@gmail.com
Tell : 09101414214 سیروس برادران
کليه حقوق مادي و معنوي براي نقش نگار محفوظ مي باشد .