فلسفه طراحي فضاي بيروني سالن ايران

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: فلسفه طراحي فضاي بيروني سالن ايران

  1. Top | #1
    nima7

    مطلب جدید فلسفه طراحي فضاي بيروني سالن ايران

    پیشینه معماري ايراني به حدود هزاره هفتم قبل از ميلاد میرسد . از آن زمان تا كنون اين هنر پيوسته در ارتباط با مسائل گوناگون بويژه علل مذهبي توسعه و تكامل يافته است. ويژگيهاي معماري ايراني در ميان ديگر انواع جهاني منحصر به فرد است . از جمله آن طراحي مناسب با اقليم محاسبات دقيق ، فرم درست پوشش، ايوانهاي رفيع ،ستونهاي بلند و بالاخره تزئينات شكوهمند.
    اصول ايجابي اين هنر درون گرايي ، نيارش (فن اجراي ساختمان) ، خود بسندگي (استفاده از مصالح بومي) ، مردم واري (تبعيت از نيازهاي انساني) ، پيمون (مدول) و پرهيز از بيهودگي است.
    در اين ميان در معماري اواخر قرن 19 بسياري با تاثير گرفتن از فرهنگ غيربومي استفاده از عناصر كاذب و تزئينات غير لازم ، فرمهاي غيربومي و غيركاركردي عوامل نامانوسي را وارد فرهنگ معماري ايران كردند و بجاي بومي كردن تكنيك ها و فنون مدرن با توجه به شرايط اقليمي و فرهنگ معماري ايران و تجزيه و تحليل اين داده هاي مدرن و يافتن پاسخي درخور فرهنگ معماري ايران به گرته برداري از آن فرهنگ و پياده سازي آن در بافت شهري ايران كرده اند و با اين رويكرد، سليقه زيبايي شناختي ايرانيان را تحت تاثير فراوان قرارداده اند . در اين مجال اما بر آن شديم نمايي آشنا از دوران اعتلاي هنر و معماري ايران را مستمسك قرار دهيم تا دوباره نگاهي به معماري اصيل ايراني بيندازيم و پاسخ سوالات بسيار ما در زيبايي شهري را در آن جستجو كنيم و طرح امروز را در قالب كهن بازسازي كنيم.
    باور ما بر اين است شهر بهتر شهريست سرشار از جذابيت هاي پايدار بصري و بناهايي كه نه فقط يك كالبد سنگي كه يك فضاي زنده و داراي تعامل با محيط را داراست ؛ تمام اين معاني به شهري بازميگردد كه عاري از فاصله هاي سربي و سيماني است ؛ شهري كه گياه معني انسان است و آب روند بالندگي شهر و انسان عنصر سيال ميان خاك و آب ...
    توضيح طراحي
    طرح پاويون ايران براساس يك سوال ابتدايي شروع ميشود . چه چيزهايي يك شهرخوب را مي سازد؟ اين سوال موجب پرسش و پاسخ و داده هاي آماري بسياري ميشود. امروزه همه اين احساس عمومي را دارند كه اغلب مناطق شهري نا مطلوب و نا مناسبند . يعني محل هايي هستند ناراحت ، زشت ، گيج كننده و بي هويت تنها بخش هايي از جهان از اين قائده كلي مستثني است نظير يك حومه شهر مدني يك پارك زيبا يك شهر تاريخي مركز حياتي شهرهاي بزرگ و مناطق كشاورزي قديمي در اين بخش ها ارزش هاي مشخصي است كه مورد توافق همگان است ، هركسي ميداند كه يك شهرخوب چيست تنها سوال اين است كه چگونه ميتوان آنرا ايجاد كرد . آيا بايد سوالات مربوط به ارزش ها را همچنان به فراموشي سپرد ؟
    كره زمين يك فستيوال است يك نمايش است و يك يادبود مردم خود را به محيط عرضه ميكنند در جستجوي بازخورد اين عرضه هستند. در اين ميان مكانهايي هستندكه بشر تجربه تاريخي خود را بيشتر به آنها عرضه كرده و از آنها مدلي براي هميشه ساخته ، با تصور هايدگري از زمان استمرار در درك از محيط پيرامون است و به ميزان اين درك مفهوم زمان اطلاق ميشود .در بازه هايي از موقعيت هاي مكاني زمان يا به عبارتي در ك زمان كند و دربازه هايي تند مي شود. اين بازه هاي كند نقاط مطلوب زندگي اند.
    هرگاه به موضوع شهرخوب برميخوريم يك نكته مهم در آيد بي تفاوتي تفكرات كلاسيك آرماني شهري ، نسبت به كيفيت هاي مكان در سطح واقعيت نيز تكرار شده است.
    يك زماني كه به زندگي بهتر فكر ميكنيم تصاوير خانه هاي تابستاني ، اردوگاه حيات وحش ، فضاي نوستالوژيك كود ، حريم مقدس، شهرتاريخي ، ساحل دريا ، مرغزار، ميدان ميوه و ... در ذهن نقش ميبندد. هرچند اين تصاوير شباهتي با مناطق شهري معاصر ندارد. ولي اين سكونت گاههاي عظيم را نميتوان به سادگي پاك كرد. چاره اي نيست جز آنكه با آنها بسازيم. بازسازي كلي نيز غيرممكن است چه از نظر سياسي چه اقتصادي چه روانشناسي به علاوه همه فرآيندها و شرايط جاري نيز نامطلوب نيست .
    باري بازسازي محيط يك انديشه اجتناب ناپذيراست درست به اين دليل كه بسياري از مسائل را دربر ميگيرد. مانند احساس هاي دروني و شكل بيروني تلفيق علم، هنر و اخلاق ، رابطه بين فرد و مجتمع زيستي محلي ، و در عين حال با وحدت نوع بشر ، ارتباط متقابل و رشد حيات انسان و غير انسان به اين اساس پل خواجوي اصفهان به عنوان نماد گفتگو در شهر و نماد ارتباط هر دوسوي در شهري كه محل اجتماع سه دين بزرگ جهان اسلام، يهودو مسيحي است. تنها پل قابل بهره برداري توسط هر سه قوم پل خواجوست . خواجو نماد صلح ، آرامش ، وقار ، پايداري ، حركت ، ارتباط، گفتگو و در يك كلام زندگي بهتر است.
    در نماي بيروني پاويون پل خواجو سالن ايران را در . خواجو داراي تقارن مركزي است ولي در اين طرح تقارن مركزي به هم ريخته شده و شاه نشين به ورودي غرفه تبديل شده ؛ شاه نشين خواجو عمارتي هشت ضلعي است و در معماري ايراني هشتي ها فضاي ورودي خانه ها را تشكيل ميدهند. به همين علت هشتي شاه نشين به عنوان هشتي وروودي غرفه در نظر گرفته شده با توجه با تابش نور خورشيد طاقي هاي مثلثي در بالاي عمارت تعبيه شده تا در روز حجره هاي نور در داخل راهروها خودنمايي كنند. و درخواجوي اصفهان ناظر از طاقي هاي بالايي عبور ميكند و در زير آب جريان دارد و در پاويون ايران در طاقي هاي بالايي نور جريان و داشته و در زير انسان حركت ميكند.

  2. 3 کاربر مقابل از nima7 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    sirousb (21.06.2011),ZigoR@T (22.06.2011),جاودشت (21.06.2011)

  3. # ADS
    تبلیغات در مدار

     

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اطلاعات تماس با نقش نگار
جهت ارتباط با مديریت نقش نگار می توانید از اطلاعات زیر استفاده نمایید .
Email : sirousb@gmail.com
Tell : 09101414214 سیروس برادران
کليه حقوق مادي و معنوي براي نقش نگار محفوظ مي باشد .