PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : منارجنبان



halejoOon
06.01.2013, 19:05
معانی لغوی و استعمالی مناره
منار یا مناره در لغت به منای جای نور و اتشگا ه می با شد و در اصطلاح به بنا های بلند و کشیده ای اطلاق میشود عموما در کنار بناهای مذهبی همانند مدارس مساجد و مقابر ساخته می شود.پیش از اسلام منار را میل می گفتند که گاهی نشانه وجود اتشکده و اتشگاههای بزرگ بود. موارد استعمال این کلمه هم همین معنا را میسازد.در ((غیاث اللغه)) گفته است: ((مناره نشانی که در راه از سنگ و خشت بر پا کنند و در اصل لغت به معنی چراغ پایه باشد،ظاهرا وجه تسمیه ان باشد که سابق برای راه یافتن مسافران چراغی بر مناره می افروختند مجازا جای بلند،اذان گفتند))
در ((لسان العرب)) و ((مجمع البحرین)) گفته اند: ((المنارو المناره:علم الطریق)).در ((منتهی الارب)) و(( مهذب الاسما)) و ((اقرب المواد)) نیز امده است: ((نشانی که در راه قرار دهند)).
فرهنگ نظام می گوید: ((منار-مناره: جای نورر،برج مانندی که در مسجد سازند و موذن بر بالای ان اذان می گوید،نیز ستون یا برج مانندی که برای نشان راه و سر حدئ سازند)). سپس می افزاید: (( این معنای مجاز از اول است چه،منار مسجد و جز ان در اول،برای گذاشتن چراغ بوده)).
در دوره اسلامی احداث منار گسترش بیشتری یا فت.دراغاز این دوره سلجوقی (قرن پنجم و ششم هجری) به تدریج به صورت زوجی بهر سر در ورودی یا یا ایوان اصلی مساجد جلوه گر شد.مناره ها از لحاظ ساخت و کا ربرد با هم تفا وت دارند.انها معمولا به اشکال استوانه ای،مخروطی و چند ضلعی ساخته شده اند1.از نظر کلربرد،پیش از اسلام از مناره علاوه علاوه بر جنبه های مذهبی برای هدایت کارمانها و مسافران به سوی شهرا و مناطق مسکونی استفاده می شد.به این صورت که شب هنگام بر فراز منا نرها اتش افروخته می شد تا مسافران کاروانها در تاریکی شب موقعیت و مسیر شهر را پیدا نمایند2.در دوره اسلامی مناره ها کاربرد متنوعی یافتند.مناره ها علاوه بر نقش پیشین خود،جهت استهکام بنا و سازههای پیرامون و جلوگیری از رانش زمین به هنگام زمین لرزه و همین طور اقامه اذان و مناجات وموارد دیگر مورد استفاده قرار می گرفتند.
زمان و مكان بنا
منارجنبان ، آرامگاهی است بر مزار شيخي پرهيزكار به نام عمو عبدالله، اين ساختمان در روستاي كارلادان ، در شش كيلومتري غرب اصفهان ، در سر راه نجف آباد ، واقع است . وفات عموعبدالله ، براساس كتيبه موجو در هفدهم ذي حجه سال 716 ه و ق روي داد و اين آرامگاه پس از تاريخ ساخته شد
يكي از بناهاي تاريخي جالب اصفهان منارجنبان كه رد فاصله شش كيلو متري مغرب شهر اصفهان در سر راه اصفهان به حنيف آباد در دهكده اي بنام ( كارلادان ) واقع شده است . تنها تاريخي كه در اين بنا وجود دارد تاريخ سنگ آرامگاه ( عموعبدالله) است كه بناي بقيه پس از وفات او در سال 716 هجري بر مزار وي صورت گرفته است .
عمو عبدالله بفخواي كتيبه آرامگاه او شيخ زاهد پرهيز كاري بوده است كه در تاريخ هفدهم شهر ذيحجه سال 716 هجري در گذشته است و بروي قبر وي آرامگاه بنا كرده اند كه ايوان فعلي منارجنيان است .
از خيابان چهار باغ عباسي با ورود به خيابان شيخ بهائي پس از طي 6كيلومتر مسير در جاده اصفهان نجف آباد ، در سمت راست آزاد راه به بناي منارجنبان كه به صورت رو به قبله طراحي شده و همچون زيارتگاهي متفاوت بر فراز مقبره عارفي گمنام قرار دارد مي رسيم بنائي كه تاريخ آن به حكايت سنگ نبشه بالاي آرامگاه عمو عبداللع كارلاداني به 716 ( هـ . ق) بر مي گردد .
ساختمان و نوع معماري
اين بنا ، داراي طاق و ايواني با دو مناره است. در زير طاق و در انتهاي آن ، آرامگاه عموعبدالله است . يك سنگ بزرگ مرمرين ف پوشش بالايي آرامگاه است و در اطراف به خط ثلثل سوره يس حجاري شده است . بر سنگ مرمرين ديگري در مقابل آرامگاه كه بر ديوار به حالت عمودي نصب شده ، تاريخ فوت و صفات او چنين حك شده است :
« هذا قبر الشيخ الزاهد البارع المتورع السعيد المتقي عموعبدالله بن محمد بن كحمود سقلا رحمه الله عليه و نور في السايع عشره من شهر ذي حجه سنه عشرع و سبعمائه . »
ارتفاع ايوان از سطح زمين 10 متر و ارتفاع هر يك از دو مناره 17 متر است قاعده هر مناره از بالاي پشت بام به شكل مربع ، تا ارتفاع حدود 2 متر ، و بالاتر مقطع آن به شكل دايهر است . درون هر مناره پلكان باريكي است كه به طور مارپيچ دور مناره ساخته شده است .
در ورودي به هر مناره از بالاي بام ايوان است . دو مناره به فاصله 9 متر از يكديگر قرار دارند و محيط هر يك 5/4 متر است . بالاي هر مناره چهار دريچه روبه چهار سمت قرار دارد . درون ايوان و طاق با كاشيهاي لاجوردي و به شكل ستاره چهار پر و اطراف هر يك كاشيهاي چند ضلعي و به رنگ فيروزه اي تزيين شده است . معماري ساختمان به سبك باس كه به سبك مغولي مشهور است .
چرا مناره ها جنبانند ؟
گاهی لرزش بدن خود را احساس كرده ايم ، احساس كاسه و بشقاب و سيمهاي تار و ويلن را هم ديده ايم ، در تاب هم نشسته ايم و شاهد رفت و آمد آن بوده ايم ، لرزش شيشه هاي در و پنجره را وقتي اتومبيل سنگيني از كنار منزلمان مي گذشته ف يا هلي كوپتري از بلاي ساختمان ما در پرواز بوده ، ديده ايم ، حتي شاهد لرزش زمين هم بوده ايم . بنابراين لرزش و نوسان اجسام پديده اي است طبيعي . تفاوتي كه در نوسان اجسام مختلف موجود است در بسامد و دامنه نوسان آنهاست . آثار اين نوسانها بعضي قابل ديدن ، شنيدن يا لمس كردن است . بعضي مانند سيم ويولون ، بسيار سريغ رفت و آمد مي كنند و بسامد طبيعي آنها زياد است و بعضي ديگر به طوري رفت و آمد مي كنند . رقاصك و پاندول ساعت را طوري مي سازند كه رفت و آمد آن درست دو ثاينه طول بكشد . هر مناره هم كه جرم و حجم و طول مشخصي دارد ، مي تواند نوسان كند و داراي بسامد طبيعي است . دو مناره يكسان هم داراي بسامدي يكسان هستند ، همچنان كه دو سيم هم نام در دو ويولون هم كوك بسامدي يكسان دارند .
اما انتقال حركت از يك جسم مرتعش به جسم مرتعش ديگر، پديده اي است طبيعي و فراوان كه از نشر علمي به آن تشديد مي گويند . بريا مثال ، اگر دو ويلون را با هم كوك كنيم به طوري كه دو سيم متشابه آن دو صداي متشابه توليد كنند ،
اگر يكي را كه در كنار ويولون اولي است با ضربه ناخن يا آرشه به ارتعاش در آوريم ، سيم ويولون اولي خود به خود مرتعش خواهد شد . اگر در مقابل يك پيانو ، ويولوني را به صدا در آوريم ، همان صدا از درون پيانو شنيده مي شود . اگر دو دياپازن را كه هم صدا هستند در مجاورت هم قرار دهيم و بر يكي ضربه بزنيم
ديگري هم به صدا در مي آيد . چنانچه بر ريو تخته چوبي ، چندين تيغه فنري به طولهاي مختلف فرو بريم وبر يكي از آنها ضربه بزنيم به طوري كه به نوسان در آيد ، ملاحظه خواهد شد كه فنرهايي كه بسامد طبيعي آنها با بسامد فنر متحرك برابر باشد هم ، به حركت در مي آيند . علت به حركت در آمدن سيم ويلون ، سيم پيانو ، دياپازن و فنر ، ضربه هايي است كه از طريق هوا بر آنها وارد مي شود . ضربه اي كه به هر سيم مي زنيم ف آن سيم را با بسماند طبيعي به ارتعاش در مي آورد و هواي اطراف نيز مرتعش مي شود ف ارتعاش هوا به سيم ديگر مي رسد و بر آن ضربه هاي پياپي مي زند و آن را به ارتعاش در مي آورد .

halejoOon
06.01.2013, 19:25
تشديد در منارجنبان
شخصي كه بر بالاي مناره قرار مي گيرد ، ضربه هايي به شكل تكان دادن بر ديواره ميان دو پنجره وارد مي كند ؛ اين ضربه ها به تدريج مقداري انرژي را ب بدنه مناره منتقل مي كند و آن را به آرامي به نوسن در مي آورد . البته بسامد اين ضربه ها بايد با بسامد طبيعي مناره برابر باشد ، يعني پس از نخستين ضربه ، تكانهاي بعدي روي وضع و حالت مناره و در لحظه هاي مشخصي وارد شوند . نگهبان بايد مناره را به تكان در آوريم كه با حداقل صرف انرژي ، جنبش بنا محسوس گردد و دامنه نوسان مناره افزايش يابد .
ضربه هايي كه شخص بر يك مناره مي زند ، آن را به تدريج به حركت رفت و آمدي وادار مي كند ؛ اين حركت مناره آرام آرام ضربه ها را به بدنه ساختمان منتقل مي كند و آن را به جنبش در مي آورد . جنبش سقف ايوان و طاق ، بر مناره ديگر اثر مي كند و آن را به نوسان وا مي دارد . چون دو مناره يكسان و داراي بسامد طبيعي برابر هستند ، مناره دوم حركتي شبيه مناره اول مي يابد و به تدريج دامنه حركت آن زياد تر مي شود . در هنگام حركت مناره ها ، افرادي كه بر پشت بام قرار دارند ، حركت رفت و آمدي خود را همراه ساختمان كاملاً احساس مي كنند .
توجه داريم كه اين مناره ها براثر عوامل طبيعي و كم توجهي ، بارها خراب شده اند ، وليكن مهارت معماران و مهندسان در آن بوده كه هنگام نوسازي و تعمير ، از نوع همان مصالح پيشين استفاده كرده اند و در ضمن ، قرينه سازي را كاملاً رعايت مي كردند .
آثار تشديد
اثرهاي پديده تشديد ، فراوان است ؛ بعضي از يان اثرها نامطلوب و زيان آور است و بايد از آنها جلوگيري شود و بعضي ديگر مطلوب و لازمه كار است . سربازاني كه از روي پلها با قدم منظم حركت كنند ، ضربه هاي متوالي قدمهاي آنان بر پل ، مي تواند پل را به نوسان در آورد ، و چنانچه دامنه نوسان زياد شود و از حد معيني بگذرد پل خراب مي شود ؛ بنابراين ضروري است سربازان از روي پلها به طور معمولي حركت كنند . هم اكنون پلهاي تاريخي اصفهان براي رفت و آمد اتومبيلها بسته است ، زيرا هر اتومبيل يك مجموعه نوساني و داراي بسامد طبيعي است و هر پل نيز يك مجموعه نوساني ديگر و آن هم با يك بسامد طبيعي ؛ چنانچه شرايط تشديد كه برايري بسامد دو عامل نوساني است ، برقرار شود ، جنبش يكي ، جنبش ديگري مي شود . در اتاق موسيقي ساختمان عالي قاپو از پديده تشديد استفاده شده است ؛ در آن اتاق وقتي يك آلت موسيقي مانند تار را مي نواختند ، صوت حاصل از آن ، همان صوت را به وجود مي آورده است ، در نتيجه ، صوت تقويت شده به همه جاي فضاي درون ساختمان مي رسيده است .
يكي از كاربردهاي مهم تشديد ، بهره گيري از آن در پزشكي است ؛ دستگاهي كه در اصطلاح عامه به عنوان سنگ شكن براي دفع سنگ كليه به كار مي برند ، براساس پديده تشديد عمل مي كند . ابتدا از سنگ كليه عكسبرداري مي شود و محل و اندازه آن معين مي گردد ، سپس موج ماوراي صوت را از بيرون بدن بر سنگ كليه مي تابانند و با تغيير بسامد موجو ، آن سنگ را به ارتعاش در مي آورند . ابتدا سنگ به آرامي به ارتعاش در مي آيد و سپس به قطعه هاي بسيار ريز شكسه مي شود و همراه مايعاتي كه به شخص خورانده و يا تزرق مي شود ، از مجراي خود خارج مي شود . اين عامل بريا نابود كردن بعضي غده هاي درون سر يا برخي قسمت هاي ديگر بدن به كار مي رود .
حرکت بنا و مناره ها
نكته جالب توجه جركت مناره ها ميباشد كه با حركت دادن يكي در ديگري نيز حركت محسوس و مشهود ميوشد . حركت مناره ها در نظر استادان فن خيلي عجيب نيست و چنين نظر داده اند كه اين كيفيت در تمام مناره ها موجو است با اين وجه اختصاص كه در اين بنا چون مناره سبكتر و باريكتر هستند حركت آنها محسوس تر است ضمناً كلافهيا چوبي كه رد قسمتهاي بالا و پائين هر يك از دو مناره در ساختمان آن بكار رفته نيز عامل موثري در تسهيل حركت مناره ها بشمار ميرود . راجع بحركت مناره ها صحبت هاي زياد شده شايد بحقيقت نزديكتر باشد اگر بگوئيم كه اين بنا را بقصد آنكه مناره آن حركت كند از روز اول نساخته اند بلكه پس از ساختمان مناره ها در طرفين ايوان كه بنظر اساتيد فن مدتي بعد از ساختمان خود ايوان اتفاق افتاده حركت مناره ها هم مشهود شده است . چيزيكه بيشتر موجب شگفتي است آنستكه نه تنها در موقع حركت دادن يكي از مناره ها در مناره ديگر هم حركت پديدار ميوشد بلكه حركات بتمام نقاط اين ساختمان منتقل ميگردد بطوريكه هر گاه ظرف آبي را بر روي تخته سنگ عظيم و يكپارچه آرامگاه عمو عبدالله كه در داخل يكي از طاقنماهاي ايوان واقع شده قرار دهيم پس از حركت دادن مناره ها در سطح آب ظرف نيز حركت محسوس ميشود .
نوسان مناره ها قابل رؤيت بوده ولي نوسان سازه فقط قابل لمس و غير قابل رؤيتمي باشد . لذا براي لمس و شماهده همزمان نوسان بنا اگر كاسه آبي بر فرار قبر عموعبدالله قرار دهيم مي توان ملاحظه نمود ، هنگام جنباندن مناره بر روي سطح آب مواج متحدالمركزي تشكيل مي گردد . يا آن كه اگر بر روي يكي از دست اندازهاي به بام در اضلاع شمالي و جنوبي آن قرار دارد بنشينيم احساس مي كنيم ، بر روي يك سطح لغزان قرارگرفته ايم . بيننده اي كه اين فرآيند را مشاهد مي كند ، معمولا در ذهنش با دو پرسش مواجه مر گردد . اول آن كه چرا با تكان دادن مستقيم هر مناره كه از مصالح غير مقاوم و كم انعطاف آجر و گچ ساخته شده ، ساختار آن فرو نمي ريزد ؟ و دوم آن كه چرا با نوسان يكي از مناره ها ، ديگري نيز خود به خود به نوسان در مي آيد ؟ براي پاسخ به پرسش اول مي توان چنين بيان نمود كه مناره ها را به گونه اي ساخته اند تا مقاومت لازم را در برابر بارگذاري جنبشي ( دينامكي ) ناشي از تكان دادن توسط يك فرد داشته باشند البته براي تأئيد طراحي عمدي آن جهت تكان خوردن ، مي توان به وجود دو دوره متعامد كه حد واسط ساقه هر مناره و پشت بام وجود دادر اشاره نمود كه در هر جهت برابر 3 سانتيمتر بوده و باعث مي گردند ، تا هر مناره بتواند به سهولت نوسان كرده و ضربه خود را بر كل سازه آرامگاه وارد نمايد . در اين رابطه از كلاف هايي چوبي به فرم يك قاب مربعي نيز در قسمت هاي بحراني ساقه هر مناره ، در دو تراز فوقاني و تحتاني آنها استفاده شده كه فقط مي توانند نقش يك تكيه گاه انعطاف پذير را ، در بخش هاي بحراني هر مناره ايفاء نمايند . برخي در اصالت آنها از ابتداي ساخت مناره ها ترديد نموده اند اما بنابر دلايلي كه در متن خواهد امد مردود مي باشد . لذا به بياني ساده مي توان گفت كه در ساخت هر مناره ضريب اطميناني دست بالا براي اين گونه بارگذاري در هر دو مناره توسط طراح در نظر گرفته شده كه بيانگر دانش فني بسيار عميق سازندگان آن در هفت قرن پيش بوده . براي پاسخ گوئي به پرسش دوم ني مي توان ابتدا مثال هائي را مطرح نمود كه بيانگر مدل هاي فيزيكي به كار گرفته شده در اين سازه مي باشند . ابتدا يك دياپارون را كه به فرم يك شيي فلزي و u شكل با پايه اي قائم در زير آن مي باشد . در نظر مي گيريم و مي دانيم با در دست گرفتن پايه آن ، چنانچه يكي از بازوهاي آن را توسط ضربه اي به نوسان در آوريم
آنگاه بازوي ديگر آن هم خود به خود به نوسان در مي آيد . سپس به مثال ديگري كه به عنوان جعبه رزونانس شناخته مي شود مي پردازيم جعبه اي مكعبي شكل كه با تخته سه لايي مي توان ساخت و بر روي سطح فوقاني آن دوميله فلزي مشابه را به صورت قائم نصب نمود . اينك چنان كه يكي از ميله ها را به نوسان در آوريم مشاهده مي شود انرژي مكانيكي ناشي از ضربه بر يكي به انرژي موجي تبديل شده و از طريق سطح جعبه توخالي به پايه ميله ديگر منتقل مي گردد كه دوباره اين انرژي از حالت موجي به انرژي مكانيكي تبديل گشته و حاصل آن نوسانخود به خود در ميله ديگر مي باشد . لذا با توجه به متشابه بودن شكل دو ميله به يكديگر ، هر دو با يك تواتر ( فركانس ) و يك دامنه به نوسان در مي آيند . البته انطباق اين فرآيند ساده در جعبه رزونانس كه در يك محيط فيزيكي ممكن ، محدود و يكنواخت اتفاق مي افتد بر اين سازه نسبتاً بزرگ با ردجات متمايزي از نظر ساختار تشكيلاتي امري مشكل مي باشد ، از طرفي اخيراً ، بر طبق تحقيقات به عمل آمده از سوي آقاي دكتر شاهين پور معلوم شده كه آجري كه در ساخت اين مناره ها به كار رفته با آجري كه رد ساخت مناره هاي مسجد جامع اشترجان ( مناره هايش جنبان بوده ) استفاده شده دقيقاً از يك جنس بوده و هر دو از ضريب سختي ارتجاعي ( مدول الاستيسيته ) بالاتري نسبت به آجرهاي به كار رفته در بخش هاي ديگر آن برخورد از بوده و همين امر در توجيه هر چه منطقي تر اين فرآيند خارق العاده موثر واقع مي گردد ( در حين آزمايش اين احتمال نيز مطرح شده كه رد ساخت آجر براي مناره هاي دو بنا به طور هم زمان و از خاك يك محل و آن هم در يك كوره پخته شده اند كه با توجه به همزماني ساخت دو بنا امري قابل قبول مي باشد ) ولي قدر مسلم طراحان اين بنا الگوهاي مطرح شده در بالا را دقيقاً به خوبي مي شناخته و به كار گرفته اند . اينك نيز اين الگوها مي توانند ما را به درك سريع تر و بهتري از اين فرآيند خارق العاده آن هم در يك ساختمان با اين ابعاد رهنمون گردند . ارتفاع هر يك از مناره ها از كف بام فراز آن حدود 5/7 متر و ارتفاع بام نيز تا كف حياط 3/10 متر اندازهگيري مي شود . فاصله مركز مناره ها نيز در تر از پايه 5/10 متر مي باشد . در طبقه هم كف و در زير قوس هاي اصلي و بر كدام كاشي كاري تزئيني به فرم صليبي با كاشي آبي لاجوردي بر سطح آبي فيروزه اي مشاهده مي گردد كه به عنوان از ويژگي هاي تزئيني كم نظير در اين بنا به حساب مي آيد . بر ساقه مناره ها نيز تزئيناتي مر كب از كاشي هاي ريز در تركيب با اجر بدنه موسوم به معقلي مشاهده مي گردد كه اشكال ريگزاگي واقفي در بيننده مشتاق ياد آورمناره هاي دارالضيافه باغ قوشخانه و در دشت اصفهان مي باشند كه با منار جنبان هم دوره اند و در مجموع نماينده و بيانگر مفاهيمي عرفاني ، در مقوله اعتلا ء يافتن و در حلقه در آمدن فرد در مسير قرب الي الله در ذهن بيننده اند .
مشخصات هندسی منارجنبان
بنای منارجنبان از جمله بناهای تاریخی اصفهان است که بر اساس معماری سنتی ایران و با استفاده از مصالح بنایی ساخته شده است .
زمان ساخت این بنا به قرن هشتم هجری قمری مربوط می شود . نمای سه بعدی این بنا شکل (1-1) و مشخصات هندسی آن (1-2) و نمای ورودی منارجنبان از یک ایوان بزرگ سر پوشیده با دو منار در طرفین ورودی ایوان را تشکیل می دهند . ارتفاع ایوان از کف برابر 10 متر ، ارتفاع مناره ها از کف برابر 5/17 متر و فاصله محور تا محور منارها برابر 2/9 متر و قطر هر یک از منار ها به طور متوسط معادل 2/1 متر است . یک راه پله مار پیجی در ضلع شما ل شرقی بنا برای دسترسی به سقف ایوان در نظر گرفته شده است . همچنین داخل منار ها به صورت پله مارپیچی است که دسترسی به نوک را امکان پذیر می سازد .یکی از ویژگیهای منارجنبان تقارن آن نسبت به یکی از محور های اصلی می باشد (محور (x هنگامی که یکی از منارها به نوسان در می آید منار دیگر نیز همگام با آن شروع به نوسان می کند به طوری که ارتعاشات هر دو منار بیننده بیرون از بنا کاملا مشهود است . در سالهای اخیر اختلالاتی در نوسان منارها بوجود آمده است وبا تحریک یکی از منارها منار بعدی با دامنه نسبتا کمتری نوسان می کند